تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥

[ صدقات مدينه و اختلاف عمر و ابو بكر ]

و ظاهر مىشود از روايت چيزى ديگر كه آن مخالفت ابى بكر و عمر است در صدقهء مدينه ، اگر اعطا جائز نبود پس چرا داد عمر ؟ و اگر جايز بود چرا منع كرد ابو بكر و گفت كه : لست تاركا من هذا شيئا ؟ و چرا نداد به فاطمه از براى تحصيل رضاء او و فرونشاندن او از غضب كه غضب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است ؟ گويا وجه دفع عمر به سوى امير المؤمنين عليه السّلام و عباس و غلبه كردن امير المؤمنين عليه السّلام - همچنان كه در روايت ديگر است - ميراث بردن عم ثابت است همچنان كه مذهب عامه است ، و عدم آن همچنان كه طريقهء اهل حق است ، بلكه به اعتبار مختص نيست بودن به غير ارث و الّا مر ازواج را حقى خواست بودن در آن . و ظاهر شد از اين روايت بطلان امامت ابى بكر و به بطلان آن ظاهر مىشود بطلان دوتاى ديگر هم .

[ محبت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به فاطمهء زهرا عليها السّلام ]

و دلالت دارد بر كمال محبت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مر فاطمه را همچنان كه گفتم و بر گفتن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در شأن او آنچه گفته است ، آنچه روايت كرده است ابن اثير در « جامع الاصول » در كتاب فضايل در مبحث فضايل فاطمه عليها السّلام از « صحيح ترمذى » « 1 » از جميع بن عمير التميمى كه گفت : داخل شدم با عمهء خود بر عايشه پس سؤال كرد كه : اى الناس كان احبّ الى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟
هامش
( 1 ) . صحيح ترمذى 5 / 362 ح 3965 .