فصل چهارم در آنچه متعلق است به امامت عثمان بن عفان
و دليل بر امامت او اين است كه : عمر بن الخطاب امامت را حواله به مشورت كرد ميان شش كس : على عليه السّلام و عثمان بن عفان و عبد الرحمن بن عوف و طلحه و زبير و سعد بن ابى وقاص ، و گفت : اگر ابو عبيده جراح زنده بود تردّد نمىكردم .
و شورا گردانيد در ميان اين شش كس چون ايشان را افضل از غير ايشان ديد و اين كه كل واحد از اينها صلاحيت امامت دارند بىظهور ترجيحى كه تخصيص دهد امامت را به يكى از ايشان .
و گفت كه : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فوت شد حال كونى كه از ايشان راضى بود .
و گفت : اگر دو نفر در طرفى باشند و چهار نفر در طرفى پس باشيد با چهار به واسطهء ميل كردن او به سوى اكثر بنابر آنكه رأى ايشان به صواب اقرب است ، و اگر طرفين مساوى باشد به حسب عدد شش باشيد با جماعتى كه در ميان ايشان عبد الرحمن باشد .
و بعد از مشاورت امر امامت به عثمان رسيد به واسطهء متحقق شدن شرط خلافت كه از كلام عمر ظاهر شد در او پس او خليفه خواهد بود به نص عمر ،