اينكه اين أتقى يكى از اين دو است نه غير و هرگاه على نباشد متعين است كه ابو بكر باشد .
مىگوئيم كه : غير از نعمت تربيت نعمتهاى عظيمهء بسيار داشت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر امير المؤمنين عليه السّلام ، چه توفيق اسلام و فضيلت جهاد كه از جملهء آن ضربت آن حضرت است عمرو بن عبد ود را در جنگ خندق كه بهتر از عبادت ثقلين است ، و امر خيبر كه ظاهر شد بر مسلمين ، و تعليم ابواب علوم تا آنكه باب مدينهء علم شد ، و غير امور مذكوره كه از حد و عد به در است از نعمت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است ، چرا تخصيص دادهاند نعمت را به تربيت ؟
و با اين همه نعمت كه دانستى منعى از نزول آيه در شأن امير المؤمنين عليه السّلام نيست زيرا كه نعمت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از روز بعثت او تا روز قيامت با عموم آن از اعظم نعمتهاست و تخصيص نعمت تربيت ميان نعمتها معنى ندارد ، پس سزاوار آن است كه تخصيص دهد عام را در قول خداى تعالى
وَ ما لِأَحَدٍ
به غير آن حضرت .
و
الْأَتْقَى
به امير المؤمنين عليه السّلام انسب است و ضعف اجماع از حكايت أبى الدحداح ظاهر شد .
گويند كه : نعمتى كه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به مردم رسيده از تبليغ رسالت و آنچه تابع آن است ، يعنى نيست كه جزا داده شود به دليل قول اللّه تعالى :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 1 » پس نعمتهاى مشتركه و مختصه كه ذكر گرديد داخل نعمتى نيست كه محتاج به جزا باشد ، اما نعمت تربيت چون تعلق به نبوت و رسالت ندارد پس آن نعمتى است كه جزا داده مىشود ، پس
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) : 1 .