[ اتقى ابو بكر است ! ]
و بعضشان ذكر كردهاند كه « اتقى » در قول اللّه تعالى :
وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى * الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ . .
« 1 » ابو بكر است ، و أتقى كارى كه موجب دخول نار باشد از او صادر نمىشود ، پس در امر خلافت عاصى نبوده است .
و در اين نظر است : زيرا كه نقل كردهاند كه « أتقى » در آيه اشاره به أبى الدحداح است از اين حيثيت كه درخت خرماى شخصى را از براى همسايهء خود خريد در حالى كه عرض كرده بود نبى صلّى اللّه عليه و آله بر صاحب نخله نخله در بهشت ، پس ابا كرد آن كس ، پس شنيد أبو الدحداح پس خريد آن نخله را به باغى كه داشت و به همسايه بخشيد . پس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از براى او باغى گردانيد عوض آن در بهشت « 2 » .
[ نعمة تجزى دربارهء ابو بكر است ! ]
و در « مواقف » و « شرح آن » در استدلال از جهت بودن آيه در شأن أبى بكر گفتهاند كه : منع مىكند قول اللّه تعالى :
وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى
« 3 » بودن آيه در شأن على عليه السّلام را چه نزد او نعمت تربيت هست « 4 » زيرا كه نبى صلّى اللّه عليه و آله تربيت كرد على عليه السّلام را و اين تربيت نعمتى است كه جزا داده مىشود و اجماع است بر
هامش
( 1 ) . ليل ( 92 ) : 17 - 18 .
( 2 ) . بنگريد به : تفسير القرطبى 20 / 88 ، الدر المنثور 6 / 360 ، و در ردّ آن رجوع شود به :
الاربعين ، شيرازى : 506 ، الصوارم المهرقة ، تسترى : 303 ، الميزان ، طباطبائى 20 / 308 .
( 3 ) . ليل ( 92 ) : 19 .
( 4 ) . رجوع شود به : كتاب الاربعين ، محمد طاهر قمى شيرازى : 504 .