وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها
« 1 » .
يعنى : اگر نصرت نكنند رسول اللّه را پس به تحقيق كه نصرت كرده او را اللّه تعالى وقتى كه اخراج كردند او را كفار از مكه وقتى كه مىگفت مر رفيق با خود را كه : دلگير نباش بدرستى كه خداى تعالى با ماست . پس خداى تعالى سكينهء خود را به او نازل كرد و تأييد كرد او را به لشكرها كه نديديد آن را .
و آنچه گمان تأييد مىشود دو چيز است :
يكى : تعبير كردن ابى بكر به صاحب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در آيه .
و گويا گمان مىكنند كه صاحب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از مدايحى است كه مناسب نيست ذكر چنين مدحى از براى كسى كردن كه عاقبت كار او غصب خلافت باشد .
پس خلافت او به عنوان غصب و عدوان نبوده است و همين است مطلوب .
و ديگر : قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « إن اللّه معنا » به واسطهء آنكه بودن خدا با ابو بكر دلالت دارد كه او محفوظ باشد از معاصى كه عاقبت آن دوزخ باشد و غصب خلافت از اعظم آن معاصى است « 2 » .
[ در فضيلت مستفاد از آيهء غار ]
و در هر دو نظر است :
اما در اوّل : به واسطهء آنكه در تعبير به صاحب مدح فهميده نمىشود و يا
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) : 40 .
( 2 ) . سفينة النجاة : 139 .