تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
و انصار از بطلان و مندفع شد مفسدهء واضحه كه خطا مثل اين جماعت است كه كشته‌اند عشاير و اقارب را از براى تحصيل مرضات الهى و بذل اموال و نفوس در اطاعت او كردند . و اگر چه تسليم عدم اجماع و امامت ابو بكر كنيم همچنان كه شيعيان مىگويند . و در اين نظر است به چندين وجه : اما اولا : به واسطهء آنكه با آنكه منع تأخير بيعت از طلب كردن مكابره است همچنان كه سير و اخبار دلالت بر آن دارند . قول راوى كه : فلما رأى علىّ انصراف وجوه الناس عنه ضرع الى مصالحة ابى بكر ، ظاهر است در امتناع آن حضرت از بيعت كه امتناع توانسته است كردن ، و قول حضرت كه : « فلم يمنعنا أن نبايعك » صريح است در اصل امتناع . و اما ثانيا : به واسطهء آنكه منع كردن اينكه امتناع آن حضرت از بيعت ناشى از اعتقاد عدم استحقاق ابو بكر باشد معنى ندارد چه اگر قائل به استحقاق او و به وقوع بيعت بر وجه شرعى بود با ظهور احتمال مفسده بر تأخير كو آن مفسده ؟ همين بدگمانى به محق بود به هيچ وجه تأخير جايز نبود و [ . . . ] « 1 » مسارعهء صحابه در سقيفه دلالت « 2 » بر نهايت اهتمام آنها در امر خلافت مىكند كه آن نهايت اهتمام دلالت دارد كه تأخير در آن تهاون در عمده واجبات مضيقه است ، و بعد از آن كه رضا به اين امر به هم رسيد و ظاهر شد استحقاق و ميسر شد بيعت همچنان كه گمان مىكند تعجيل بيعت واجب خواهد بود با راجح
هامش
( 1 ) . كلمه‌اى ناخوانا در نسخهء خطى . ( 2 ) . كلمهء « دارد » در نسخه تصحيحا اضافه شده كه وجهى ندارد .