« شما منصرف « 1 » شديد بر ما » و مراد آن حضرت از اين امرى كه پنداشت كه او را حقى هست يا خلافت است يا مشورت .
و اول باطل است زيرا كه چون تصريح كرده است به استحقاق ابو بكر ، و اينكه مانع انكار فضيلت و نفسانيت نيست معلوم شد كه آن حضرت عالم به استحقاق ابو بكر بوده است .
پس متعيّن شد احتمال ثانى « 2 » .
[ علت تأخير بيعت امير مؤمنان عليه السّلام با ابو بكر ]
و گشتن وحشت مانع امير المؤمنين عليه السّلام از تعجيل بيعت اقوى دليلى است بر منافات نداشتن تأخير در مثل اين امر عظيم از براى وحشت مر كمال را چه به اين حديث صحيح ظاهر شد كه وحشت باعث بر تأخير امير المؤمنين عليه السّلام بوده است از بيعت و به اخبار صحيحهء متظافره مثل حديث طائر و منزله و رايت و غير آنها از اخبار كثيره ظاهر شد بودن آن حضرت در اعلى مراتب كمال .
پس واجب است اينكه حمل كرده شود كه باعث شدن وحشت بر تأخير مثل اين امر خطير و امتناع از آن مثل اين مدت ، قادح در كمال نيست .
پس ظاهر شد تأييد و تمام شد مقصود به امر چيزى كه مسلم - كه از بزرگان ناقلان اخبار است - روايت كرده است ، و به اين تجويز مانع شدن وحشت از تأخير بيعت و تأييد آن به اين حديث صحيح خارج شد بيعت مهاجرين
هامش
( 1 ) . منفرد نيز خوانده مىشود .
( 2 ) . سفينة النجاة : 128 - 129 .