خفاء اصل دلايل ممكن نبود زيرا كه با آنكه در حضور مردم مذكور شده بود در اظهار آن خوفى نبود تا آنكه عدم علم به آن داعى بر امتناع باشد .
و مخفى نماند مقتضاء دلايل اگر مقتضى استحقاق خلافت ابو بكر بود و چون تواند كه دلايل امامت ابو بكر بر عام و خاص ظاهر شده باشد بىحاجت به تأمل و مراجعت ، و ظاهر نشود بر مثل سلمان و ابو ذر با ظهور جلالت ايشان ، و قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در شأن ايشان آنچه گفته و با ظهور عدم احتمال ظهور امر بر عامه و خاصه و خفاء آن بر كل ممتنعين به اخفاء آن بر بعض و امتناع بعض به واسطهء دواعى باطله زيرا كه جلالت بعضى مانع هر دو احتمال است نسبت به او و احتمالات در بعض ديگر ضرر به ما و نفع به ايشان ندارد احتمال بس است ما را در مقام منع .
و به اين احتمال استدلال ايشان باطل مىشود همچنان كه ظاهر است به هر كس كه اندك ربط به قانون بحث دارد « 1 » .
[ فضائل بعضى از اصحاب مانند ابو ذر و سلمان ]
و دلالت بر جلالت دارد آنچه روايت كرده است ابن اثير در « جامع الأصول » در آخر نوع پنجم در فصل دوم از باب چهارم از كتاب اول از كتب حرف فا كه آن كتاب فضائل و مناقب است از « صحيح ترمذى » « 2 » از بريده كه گفت « 3 » :
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : « إنّ اللّه أمرنى بحبّ أربعة و أخبرنى انه يحبهم » .
قال : يا رسول اللّه ! سمّهم لنا .
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 121 .
( 2 ) . سنن ترمذى 5 / 299 ح 3802 .
( 3 ) . در نسخهء خطى : كه گفت كه .