تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
امرى كه بسيارى از مردم در نهايت نفرت و ابا بودند و اين امر نماز و زكات و جهاد و ترك منهيّات مشهوره نبود ، چه اعظم امور محتمله غير امامت جهاد است ، و غير منافقان ظاهر اباء ظاهرى از آن نبود ، و منافقان هم متنفر از جهاد مطلق نبودند بلكه بعض ايشان تخلف مىكردند به اظهار بعض اغدار « 1 » كاذبه ، و بعض ايشان حاضر مىشدند اما اجتناب از مخاوف مىكردند و در وقت خوف مىگريختند . و اما نفرت از جهاد بر وجهى كه مناسب خوف در اظهار آن باشد نبود ، پس اين امر نصب امير المؤمنين عليه السّلام بود علم از براى مردم بنابر منافات اين آنچه بعضى از براى خود توقّع داشتند و بعضى از براى كسى كه از او توقعات داشتند . و با ظهور نزول آيه در امير المؤمنين عليه السّلام به اين بيان دلالت بر نمىكند آنچه روايت كرده است ابن بطريق از « تفسير ثعلبى » به اسناد خود از ابن عباس در تفسير
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ . .
الآية ، آنكه اين آيه در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام نازل شده مأمور شد نبى صلّى اللّه عليه و آله اينكه تبليغ كند در شأن او ، پس گرفت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دست على عليه السّلام را پس گفت : « من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم ! وال من والاه و عاد من عاداه » . اگر كسى گويد كه : ظاهر است آنكه خلّص مؤمنان كراهت نمىداشتند آنچه امر كند خدا و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به آن و نزد غير ايشان هيچ چيز دوست‌تر از زندگى نبود ، پس هرگاه كه ايشان راضى به جهاد شوند كه مشتمل است بر احتمال قتل اقارب و عشائر و اولاد و انفس پس چگونه راضى به تعيين خليفه
هامش
( 1 ) . در نسخهء خطى : اعدار . متن را استظهارا ضبط كرديم .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 159 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)