تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
قالوا : بلى . قال : « فمن كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم ! وال من والاه و عاد من عاداه » . يعنى : آيا نيستيد كه بدانيد ، آيا نيستيد كه شهادت مىدهيد كه من اولى به هر مؤمنم از نفس او ؟ گفتند : بلى « 1 » . « 2 » و روايت كرده است ابن بطريق به اسناد خود از ابى الطفيل كه گفت كه : جمع كرد على عليه السّلام مردم را در رحبه ، بعد از آن گفت كه : قسم به خدا مىدهم هر مرد مسلمى كه شنيده باشد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آنچه شنيده است برخيزد . پس برخاست سى كس . گفت ابو نعيم كه : پس برخاست جمع بسيار ، پس شهادت دادند وقتى كه اخذ كرده بود به دست امير المؤمنين عليه السّلام پس گفت مردم را كه : « أ تعلمون انى اولى بالمؤمنين من انفسهم ؟ » . فقالوا : نعم يا رسول اللّه . قال : « من كنت مولاه فهذا على مولاه ، اللهم ! وال من والاه و عاد من عاداه » « 3 » . و روايت كرده به اسناد او از حسين بن محمد و ابو نعيم گفتند كه : حديث كرد ما را فطر از « 4 » ابى الطفيل مثل حديث مذكور « 5 » .
هامش
( 1 ) . العمدة : 92 - 93 ح 114 . ( 2 ) . تتمهء ترجمهء روايت در كلام مرحوم مصنف نيامده است . شايد به جهت وضوح ، يا به دليل آنكه قبلا نيز مضمون آن گذشته ، از ترجمهء بقيهء حديث صرف نظر كرده است . ( 3 ) . العمدة : 93 ح 115 ، نيز بنگريد به : الطرائف : 151 ، مناقب الكوفى 2 / 447 . ( 4 ) . در نسخهء مخطوطه : فطرار ، متن موافق نقل عمده مىباشد . ( 5 ) . العمدة : 93 ح 115 .