[ ردّ مدعيان مانند خوارج ]
و به درستى كه دور رفته است اين مدعى نهايت دورى زيرا كه انحراف خوارج نبوده مگر بعد از تحكيم از براى سبب معروف و الا اعتقادشان مر امامت امير المؤمنين عليه السّلام و فضل او و تقدم او را ظاهر بود ، و ايشان به همه حال بعض انصار و اعوان او بودند و از جماعتى بودند كه جهاد كردند با او مر اعداء را و در عداد اولياء او بودند تا آنكه شد از امر ايشان آنچه شده . انتهى .
[ احتياج به اجماع در تصحيح خبر غدير نيست ]
بدان اين را كه ما را در اثبات قطعى بودن خبر به اثبات اجماع احتياج نيست بنابر آنكه علم خبر ، گاه به تواتر حاصل مىشود و گاهى به قرائن اگر چه متواتر نباشد و گاه هست كه از براى بعضى علم به هم مىرسد و از براى بعض ديگر علم به هم نمىرسد از جهت آنكه اعتقاد به امرى كه منافى آن خبر است كرده است به اعتبار شبهه و يا به اعتبار آنكه نفس خود را از اغراض باطله خالى نساخته است .
و همچنان كه اعتقاد به آنچه منافى اوّليّات است به اعتبار شبههء باطلى و واضح بودن آنها و غنى بودن آنها از جميع امورى كه از آنها خارجند مانع است از اذعان به آنها همچنين غير اوّليّات بلكه اين غلط در غير اوّليّات ظاهرتر است .
و مخفى نيست از براى كسى كه نفس خود را از اغراض فاسده پاك كند و فرض كند عرض كردن اعمال او بر ميزان قطعى بودن اين خبر به ملاحظهء دو دليل كه از سيد مرتضى رحمه اللّه نقل شده است بلكه به يكى از آن دو ، و اگر چه