آن اجماع از ايشان است با آنكه گفته شده است كه : ابن ابى داود انكار خبر نكرده مگر بودن مسجد غدير خم مقدم و حكايت كرده شده است از او انكار كردن قدح در خبر و تبرّى از آنچه نسبت به او داده است محمد بن جرير تبرى [ طبرى ] .
و اما جاحظ جرأت نكرده است باز بر تصريح به دفع خبر و طعن نزده است مگر در بعض روايات و دعواى اختلاف آنچه منقول شده است از لفظ آن كرده .
و اگر تصريح كرده بود جاحظ و سجستانى و امثال ايشان به خلاف قدح نمىرسانيد به آنچه ما پيشتر گفتيم .
و اما خوارج هيچ كس قدرت ندارد كه حكايت كند از ايشان دفع خبر و امتناع از قبول آن و كتب ايشان و سخنان ايشان موجود و معروفند ، و همه خاليند از آنچه دعوى كرده شده است ، و ظاهر از امر ايشان اين است كه خبر را به تفضيل حمل كردهاند با آنچه جارى مجراى تفضيل است از انواع تأويلات مخالفان شيعه ، و به درستى كه نبوده انس بعض جاهلان به اين دعوى به خوارج مگر به سبب آنچه ظاهر شده است از ايشان در آخر از سخن ناخوش در شأن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و گمان اينكه خلاف ايشان مر امير المؤمنين عليه السّلام را و رجوع ايشان از ولايت او تقاضا مىكند آنكه انكار فضايل و مناقب او كرده باشند « 1 » .
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 78 - 79 .