موجب قطع به صحت خبر است فى الجمله ، چه جاى شك مىتواند بود با اجتماع اعتراض كرده شده است به اينكه مقدمهء خبر كه : « الست اولى بكم من انفسكم فقالوا اللهم نعم » باشد متواتر نيست ، و اين مقدمه عمده است در استدلال به خبر زيرا كه بعض مانعان دلالت خبر ذكر نكردهاند مقدمه را و حديث شورا هم خالى است از مقدمه .
جواب گفته سيد مرتضى رحمه اللّه به آنچه كه حاصلش اين است كه : كل شيعه و اكثر روات عامه نقل خبر با مقدمه كردهاند و به نقل آنان كه نقل كردهاند بلكه به نقل بعض ايشان تمام مىشود حجت ، و غافل شدن بعضى ضرر ندارد .
و اما حكايت شورا از باب اكتفا كردن است به ذكر آنچه مشهور است از باقى مثل اكتفا كردن در شورا در حكايت طائر و خيبر به بعض گفتهء رسول صلّى اللّه عليه و آله . انتهى .
ما مىگوييم كه : با آنكه علم داريم كه مقدمه و خبر هم از كلام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است وقتى كه شروع به استدلال به خبر مىكنيم به فرض عدم مقدمه هم ، و سيد گفته كه : اگر گويد كه : نه چنين است كه حكايت كرده شده است از ابن ابى داود سجستانى رفع خبر و حكايت كرده شده است از خوارج مثل آن و طعن در خبر كرده جاحظ در كتاب « عثمانيه » .
گفته مىشود به او كه : اول آنچه مىگوييم آن است كه : معتبر نيست در باب اجماع به خروج هر شاذ از آن بلكه واجب آن است كه بدانند كه آنچه بيرون رفته است از اهل اجماع كسى است كه قول او در اجماع معتبر است ، و بعد از آن معلوم شود كه اجماع بر خلاف او مقدم نبوده زيرا كه ابن ابى داود و جاحظ اگر تصريح به خلاف مىكردند خلاف ايشان ساقط بود به آنچه ما ذكر كرديم از اجماع ، خصوصا به آنچه شبهه در آن نيست كه آن تقدم اجماع بر ايشان و تأخر
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 148
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص١٤٨