را از جرأت منع خبر منع كرده است .
سيد مرتضى رحمه اللّه گفته است كه : اما دلالت بر صحت اين خبر مطالبهء به آن نمىكند مگر لجوج به واسطهء ظهور خبر و انتشار آن و حصول علم از براى هر كسى كه اخبار آن را شنيده ، و نيست كسى كه طلب تصحيح خبر غدير كند مگر مثل مطالب تصحيح غزوات ظاهرهء نبى صلّى اللّه عليه و آله و احوال معروفهء او و نفس حجة الوداع ، زيرا كه ظهور جميع و عموم علم به آن مثل يكديگرند .
و بعد از اين به درستى كه كل شيعه نقل اين خبر مىكنند و متواتر مىدانند و اكثر راويان اصحاب حديث روايت مىكنند به سندهاى متصل ، و جميع اصحاب تاريخ نقل مىكنند از سابقين خود لاحق از سابق خود نقل مىكنند ، پس ذكر سند خاص همچنان كه وقايع و حوادث ظاهره را نقل مىكنند و مصنفين حديث از جملهء حديث صحيح آوردهاند .
و به تحقيق كه اين خبر منفرد است به آنچه شريك نيست با اين ساير اخبار ، زيرا كه اخبار به دو قسمند :
يكى از دو قسم آنكه : در نقل آن اتصال سند اعتبار كرده نمىشود مثل واقعهء بدر و خيبر و جمل و صفين و آنچه مثل اينهاست از امور ظاهره كه مىدانند آن را جمعى بعد از جمعى بىاسناد و طريق مخصوص .
و قسم ديگر : در آن اتصال سند معتبر است مثل اخبار شريعت .
و در اين خبر هر دو طريق جمع شده است با تفرق اين دو طريق در غير اين از اخبار با آنكه آنچه در نقل آن اتصال سند معتبر است اگر تفتيش كنى از جميع آن نمىيابى روايتى مگر آحاد ، و خبر غدير روايت كردهاند آن را به اسناد بسيار
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 145
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص١٤٥