تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 947

مساهمون:

ص٩٤٧
است مخصوصا كه در آخر همين حديث ميفرمايد من ارد العلم فليأت الباب « 1 » . شما را به خدا انصاف دهيد آيا آن كسى كه پيغمبر امر مىكند درب خانه او برويد اولى باطاعت است يا آن كسى كه مردم براى خود بعنوان خلافت معيّن نمايند . علاوه بر آنكه امر پيغمبر مطاع است بايد اطاعت كرده شود علت و جهت حق تقدم را معين مىنمايد كه همان جهت عقلانى است كه أعلميت باشد . شيخ - اگر از جهت أعلميت و أفضليت حق تقدم براى سيدنا على كرم اللّه وجهه بود ميبايستى رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم نصّى بر آن جناب بنمايد كه امت بدانند بايد پيروى از او بنمايند و حال آنكه بچنين نصّى ما برنخورده‌ايم . داعى - اين قبيل بيانات از امثال شما آقايان با علم و فضل فوق العاده اسباب تأثر داعى مىشود كه چرا بايد عادت آن اندازه در شما تأثير كرده باشد كه علم و دانش و حقيقت شما را مقهور خود قرار دهد . آقاى عزيز ده شب است كه داعى از كتب معتبره خودتان إقامهء برهان نموده و نصوص وارده را بعرض مجلس رسانيده بشهادت اهل مجلس و جرائد و مجلات تازه امشب آقا بحث را از سر گرفته ميفرمائيد نصّى نديده‌ايد . در حالتى كه كتب معتبره خودتان سراسر پر است از نصوص جليّه و خفيّه مع ذلك از همه چشم پوشيده يك سؤال از شما مينمايم كه آيا امت احتياج بعلم و سيره رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دارند يا نه . شيخ - بديهى است كه احتياجات همگى صحابه و امت تا روز قيامت بعلوم عاليه و سيره متعاليهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم مىباشد . داعى - احسن اللّه لكم الاجر اگر هيچ نص صريحى از آن حضرت در باب خلافت و امامت نبود مگر همين حديث مدينه كه صريحا فرموده انا مدينة العلم و علىّ بابها و من اراد العلم فليأت الباب « 2 » . كافى براى اثبات مرام بود
هامش
( 1 ) هر كس اراده دارد علم را پس بايد برود بدر و باب علم ( يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام ) . ( 2 ) ( من رسول خدا ص ) شهرستان علم ميباشم و على باب آن مىباشد هر كس اراده دارد علم ( مرا ) پس بايد برود بدر و باب علم ( على ع ) .