عبد الرحمن عرض كرد گويا اسم مرا شنيدهايد از نام من بدتان آمده است فرمود نه چنين است بلكه واضح و آشكار ميدانم تو قاتل منى و به همين زودى اين محاسن سفيد مرا به خون سرم خضاب مينمائى عرض كرد اگر چنين است امر كن مرا بقتل رسانند و نيز اصحاب همين تقاضا را نمودند حضرت فرمود اين امرى است محال يعنى نشدنى براى آنكه دين من اجازه نميدهد قصاص قبل از جنايت را ؟ ! .
علم من حكم مىكند تو قاتل منى ولى احكام دين مربوط باعمال ظاهر است هنوز از تو عملى بر خلاف ظاهر بارز نگرديده شرعا نميتوانم حكمى بر تو جارى نمايم .
مستر كارليل انگليسى در كتاب الابطال خود گويد كشته شد على بن أبي طالب به عدالت خود يعنى اگر عدالت نميكرد و قصاص قبل از جنايت ميكرد قطعا بدنش بسلامت ميماند چنانچه سلاطين عالم بمجردى كه سوء ظن به كسى پيدا ميكردند و لو فرزند و برادر و عيال و اقارب عزيزشان بود فورى معدومشان مينمودند .
ولى على عليه السّلام يگانه راد مردى بود كه پا از دايرهء شرع و ديانت بيرون نگذارد در عين آنكه قاتل خود را بطور جزم معرفى نمود ولى چون بر حسب ظاهر هنوز جنايتى از او به عمل نيامده قصاص نكرد بلكه كمال رافت و محبت را دربارهء او مرعى داشت تا شقاوت خود را ظاهر ساخت و اثبات نمود احاطه علم آن حضرت را بر بواطن و عواقب امور .
و اين خود دليل ديگرى است بر اينكه عالم بغيب جز پيغمبر و امام كه معصوم از خطايا ميباشند ديگرى نخواهد بود چه آنكه اگر معصوم نباشد روى علم و دانش بحقايق امور فسادها خواهد نمود ولى پيغمبر يا امام چون داراى عصمتاند ( مانند امير المؤمنين عليه السّلام ) با علم و اطلاع بر قاتل خود پا از دائرهء شرع انور بيرون نگذارد قصاص قبل از جنايت ننمود .
آيا اينها دلائل بر اثبات علم و اطلاع آن حضرت بر اسرار و مغيبات نبوده كه جوانى از راه رسيده با يك عالم مسرت از در و داد و محبت دست ببوسد و مديحه
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 944
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٩٤٤