تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 924

مساهمون:

ص٩٢٤

پيغمبر هزار باب از علم در سينهء على بازنمود

اكابر علماء خودتان در كتب معتبرهء خود تصديق دارند كه على عليه السّلام صاحب علم لدنّى بوده چون مرتضاى از خلق بعد از رسول اللّه بوده كه از جمله آنها حجة الاسلام ابو حامد غزّالى است كه در كتاب بيان علم لدنى نقل نموده كه على عليه السّلام فرمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زبان خود را در دهان من گذارد پس براى من از لعاب دهان آن حضرت هزار باب از علم بازشد كه از هر بابى هزار باب ديگر باز مىشود . و نيز خواجه كلان سليمان بلخى حنفى در ص 77 ضمن باب 14 ينابيع الموده از أصبغ بن نباته نقل مىكند كه گفت شنيدم از امير المؤمنين على عليه السّلام كه ميفرمود انّ رسول اللّه ( ص ) علّمنى ألف باب و كل باب منها يفتح ألف باب فذلك ألف ألف باب حتّى علمت ما كان و ما يكون الى يوم القيمة و علم المنايا و البلايا و فصل الخطاب « 1 » . و نيز در همان باب از ابن مغازلى فقيه شافعى نقل مينمايد بسند خودش از ابى الصباح از ابن عباس از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود لمّا صرت بين يدى ربّى كلّمنى و ناجانى فما علمت شيئا الّا علّمته عليّا فهو باب علمى « 2 » . و نيز همين خبر را از موفق بن احمد خوارزمى اخطب الخطباء به اين طريق نقل مىكند كه آن حضرت فرمود اتانى جبرئيل بدر نوك من الجنّة فجلست عليه فلمّا صرت بين يدى ربّى كلّمنى و ناجانى فما علمت شيئا الّا علمته عليّا فهو باب علمى ثم دعاه اليه فقال يا علىّ سلمك سلمى و حربك حربى و انت العلم فيما بينى و بين امّتى « 3 » . در اين باب اخبار بسيارى از اكابر علماء خودتان مانند امام احمد بن حنبل و محمّد ابن طلحه شافعى و اخطب الخطباء خوارزمى و ابو حامد غزّالى و جلال الدين سيوطى
هامش
( 1 ) بدرستى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ياد داد به من هزار باب كه از هر بابى از آنها باز مىشود هزار باب پس اين مىشود هزار هزار باب تا آن كه دانستم آنچه شده و آن چه مىشود تا روز قيامت و دانستم علم بلايا و منايا و فصل الخطاب را . ( 2 ) چون شب معراج بمقام قرب حق رسيدم خداوند با من حرف زد و نجوى نمود پس آنچه ياد گرفتم ياد دادم بعلى پس على است باب علم من . ( 3 ) جبرئيل پيش من آمد با گليمى از بساطهاى بهشت پس من بر او نشستم تا رسيدم به خانه قرب حق پس حقتعالى با من حرف زد و نجوى نمود آنچه از خدا گرفتم بعلى ياد دادم پس او است باب علم من آنگاه على را خواند و فرمود يا على صلح و سلم با تو صلح و سلم با تو صلح و سلم با من است و جنگ با تو جنگ با من است و توئى علم بين من و بين امت من .