پس اين حديث نصّ صريح است بر اينكه جنگهاى على عليه السّلام جهاد بر حق و براى حفظ معنى و تأويل و حقيقت قرآن بوده چنان كه جنگهاى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى تنزيل و نزول ظاهر قرآن بوده .
و آن سه جنگى كه على عليه السّلام نمود به حكم فرموده رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جنگ با مسلمين نبوده چون اگر جنگ با مسلمين بود حتما آن حضرت نهى از آن مينمود نه آنكه امر به آنها نمايد و آنها را نامگذارى نمايد بنام ناكثين و قاسطين و مارقين كه خود دليل كامل بر ارتداد آنها و قيام در مقابل قرآن بوده چنانچه مشركين قيام در مقابل قرآن نمودند .
پس انقلابات و جنگهاى امير المؤمنين روى عدم حسن سياست نبوده بلكه روى نفاق و دوئيت و عدم توجه مخالفين بقواعد و قوانين و دستورات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده است .
شما اگر از روى علم و انصاف و بيطرفانه برويه و رفتار حكومت شرعى كامل و خلافت پنجسالهء آن حضرت و احكامى كه بحكام ولايات و مأمورين لشكرى و كشورى صادر ميفرمود مراجعه نمائيد ( مانند دستوراتى كه به مالك اشتر و محمّد بن ابى بكر در حكومت مصر بعثمان بن حنيف و عبد اللّه بن عباس در حكومت بصره و بقثم بن عباس در حكومت مكه و بساير عمّال خود در حين مأموريتهاى آنها داده كه در نهج البلاغه ضبط گرديده ) تصديق خواهيد نمود كه بعد از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سياستمدار عادل نوعپرورى مانند على عليه السّلام چشم روزگار نديده كه دوست و دشمن معتقد به اين معنى ميباشند .
براى آنكه آن حضرت در ورع و تقوى امام المتقين بوده در علم و دانش عالم بكتاب اللّه و تفسير و تأويل و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و مجمل و مفصل آن بعلاوه عالم بغيب و شهود بوده .
شيخ - معناى اين جملهء مبهم را نفهميدم كه سيدنا على كرم اللّه وجهه را عالم بغيب و شهود خوانديد معنى غيب و شهود را نفهميدم متمنى است واضحتر بيان فرمائيد .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 901
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٩٠١