تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 900

مساهمون:

ص٩٠٠
فى المقام الاعلى يقتل القاسطين و الناكثين و المارقين « 1 » . آنگاه محمّد بن يوسف بعد از نقل اين حديث اظهار نظر نموده گويد اين حديث دلالت كامله دارد بر اينكه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وعده داد على عليه السّلام را بجنگ آن سه طايفه و قطعا فرمودهء آن حضرت حق و وعده‌اى كه فرموده راست بوده و بتحقيق امر فرمود بعلى جنگ كردن با آن سه طايفه را چنانچه در خبر است مسندا از مخنف بن سليم كه گفت ابو ايوب انصارى ( كه از كبار صحابه رسول اللّه ( ص ) بود ) با لشكرى آمادهء جنگ شد به او گفتم كار تو اى ابا ايوب عجيب است تو همان هستى كه در ركاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با مشركين جنگ نمودى اينك آمادهء جنگ با مسلمانان شده‌اى در جواب گفت انّ رسول اللّه امرنى بقتال ثلاثة الناكثين و القاسطين و المارقين . رسول خدا مرا امر نموده بجنگ نمودن سه طايفه كه ناكثين و قاسطين و مارقين باشند . و اما اينكه عرض كردم جنگهاى امير المؤمنين صلوات اللّه عليه با اهل بصره ( جمل ) و با معاويه ( صفين ) و با اهل نهروان مانند جنگ با كفّار و مشركين بوده خبرى است كه اكابر علماء خودتان مانند امام ابو عبد الرحمن نسائى در خصائص العلوى حديث 155 مسندا از ابى سعيد خدرى و سليمان بلخى حنفى در ص 59 ينابيع ضمن باب يازدهم از جمع الفوائد از ابى سعيد نقل مينمايند كه گفت ما باصحابه نشسته منتظر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم پس آن حضرت بسوى ما آمد در حالتى كه تسمهء نعلين آن حضرت قطع شده بود آن نعل را افكند به سمت على عليه السّلام و على مشغول دوختن نعل آن حضرت شد آنگاه حضرت فرمود : انّ منكم من يقاتل على تأويل القرآن كما قاتلت على تنزيله فقال ابو بكر رضى اللّه عنه انا فقال ( ص ) لا فقال عمر رضى اللّه عنه انا فقال ( ص ) لا و لكن خاصف النعل « 2 » .
هامش
( 1 ) اين على گوشتش گوشت من و خونش خون من است و او از من بمنزله هارون است از موسى الا آنكه پيغمبرى بعد از من نمىباشد اى ام سلمه اين على امير المؤمنين و سيد المسلمين و مخزن علم من و وصى من و باب علوم من است كه مىآيند از او و اوست برادر من در دنيا و آخرت و با من است در مقام اعلا و جنگ مىكند با ناكثين و قاسطين و مارقين . ( 2 ) از شما كسى هست كه جنگ مىكند بر تأويل و معناى قرآن چنانچه من جنگ كردم با كفار و مشركين به ظاهر قرآن پس ابو بكر عرض كرد آن شخص من هستم فرمود نه پس عمر گفت من هستم فرمود نه و لكن آن شخص دوزنده نعل من است ( يعنى على بن أبي طالب است ) .