ثانيا مردمان دنيا طلب توانائى قبول عدل و عدالت آن حضرت را نداشتند ( مخصوصا در سنوات اخيره دورهء زمامدارى امويها در خلافت عثمان كه آزاد مطلق بودند ) لذا دم از مخالفت زدند تا فردى روى كار آيد كه اميال دنيا طلبى آنها را تأمين نمايد ( چنانچه در دوره خلافت معاويه اميال و آرزوهاى آنها بر آورده شد و بمقاصد دنيا طلبى خود رسيدند ) .
فلذا طلحه و زبير كه در روز اول بيعت نمودند همين كه تقاضاى حكومت از آن حضرت نمودند و مورد قبول واقع نشد فورى بيعت را شكسته و فتنه جمل و بصره را برپا نمودند .
ثالثا خوب است دقيقانه بتاريخ بنگريد و منصفانه قضاوت نمائيد ببينيد سبب فتنه و فساد و انقلاب در اول امر خلافت كه بوده چه كسى مرد مرا تحريص و ترغيب بمخالفت و انقلاب نمود و باعث ريزش خونهاى بسيار گرديد .
آيا آن كس جز ام المؤمنين عايشه ديگرى بوده آيا عايشه نبود كه بشهادت تمام علماء محدثين و مورخين اسلام از شيعه و سنّى سوار شتر شد ( و بر خلاف دستور خدا و پيغمبر كه امر نموده بودند در خانه بنشيند ) ببصره رفت و ايجاد فتنه و فساد و انقلاب نمود و سبب ريزش خونهاى بسيار از مسلمين گرديد ؟ ! ! .
پس عدم سياستمدارى آن حضرت سبب انقلاب و فتنه و فساد نشد بلكه رويه و و رفتار تربيتشدگان بيست و پنجساله و كينه و عداوت ام المؤمنين عايشه و حرص و آز دنيا طلبان مسبب انقلاب و خونريزى شد .
رابعا راجع بجنگهاى داخلى و خونريزى اشاره نموديد كه بواسطه عدم حسن سياست آن حضرت بوده اينهم اشتباه بزرگى است كه بدون دقت در تاريخ بيان نموديد .
اولا اگر عميقانه و منصفانه توجه كنيد مىبينيد كه مسبب جنگهاى داخلى و خونريزيها ام المؤمنين عايشه بود كه با منع صريح پيغمبر جدا در مقابل آن حضرت قيام نمود و ريشهء تمام جنگها و خونريزيها گرديد .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 898
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٨٩٨