تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 896

مساهمون:

ص٨٩٦
و اگر چنين نصّى درباره ديگران آمده بود قطعا ما پيرو آنها ميشديم و چون اختصاص بعلى عليه السّلام داده شده ما ناچاريم پيرو آن بزرگوار باشيم نظرى به پيرى و جوانى نداريم .

دسائس اعادى در مقابل على عليه السّلام و فرق بين سياست مجاز و حقيقت

و اما اينكه فرموديد على عليه السّلام چون جوان و كم‌تجربه بود قدرت و توانائى خلافت نداشت چنانچه بعد از بيست و پنج سال هم كه بخلافت رسيد بواسطه عدم حسن سياست آن جناب آن همه خونريزيها و انقلابات برپا شد ؟ ! ! . نميدانم عمدا يا سهوا يا تبعا للاسلاف اين بيان را نموديد و إلا يك فرد عالم دقيق هرگز تفوّه به اين مقال نمىنمايد . نفهميدم مراد از سياست در نظر آقايان چيست اگر مراد دروغ گفتن و حيله ورزيدن و دسيسه به كار بردن و حق و باطل را ممزوج و نفاق نمودن است ( كه ابناء هر زمان براى حفظ مقام و منصب خود در هر زمان به كار برده و مىبرند ) تصديق ميكنم كه على عليه السّلام فاقد چنين سياستى بوده و آن حضرت هرگز سياستمدار به اين معانى نبوده . چون اين نوع إعمال سياست به معناى حقيقى نيست بلكه شرارت و سرا پا مكر و خدعه و حيله و تزوير است كه مردمان جاه طلب براى رسيدن بهدف و مقصد و حفظ جاه و مقام خود به كار مىبرند . سياست حقيقى آنست كه با عدل و انصاف توأم و وضع شىء در ما وضع له بنمايد چنين سياستى در نزد اهل حق پيدا مىشود كه طالب جاه و مقام فانى نيستند بلكه مايلند فقط اجراء حق بشود فلذا آن حضرت كه مجسمهء حق و حقيقت و عدالت و انصاف و صداقت و درستى بوده اهل آن نوع از سياست كه ديگران واجد بودند نبوده . چنانچه قبلا عرض كردم وقتى بخلافت ظاهرى رسيد فورى تمام حكام و مامورينى كه روى كار بودند معزول نمود عبد اللّه بن عباس ( ابن عم آن حضرت ) و ديگران عرض كردند خوبست قدرى ابلاغ اين حكم را بتأخير بيندازيد تا همگى حكام و مأمورين ايالات و ولايات
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 896 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )