و در صحاح مسانيد ملل مؤالف و مخالف با اسانيد مستفيضه به حد تواتر ثابت مىباشد .
بديهى است تمسك بصحاح احاديث كثيره مستفيضة الاسانيد متفق عليه جمهور امت است و اگر خبر واحدى معارض صحاح كثيره باشد خود بهتر ميدانيد كه بقاعده محدثين و اصوليين ترك و طرح آن واجب مىباشد اگر چه آن خبر واحد صحيح هم باشد - مظنون است پس ترك معلوم براى خبر مظنون جايز نيست .
پس خبر عزل ابى بكر و نصب على و برگشتن ابى بكر بمدينه با حال حزن و گفتگوى پيغمبر با او دلدارى دادن به او كه امر خدا چنين بوده از مسلّمات خبريه مىباشد .
و نيز خود دليل كاملى است كه حق تقدم مربوط بكبر سن و پيرى نيست بلكه با دلائل عقل و نقل ثابت است كه حق تقدم در امت و جامعهء بشر بعلم و دانش و تقوى است هر فردى از افراد بشر كه از جهت علم و فضل و تقوى برترى دارد حق تقدم در جامعه براى اوست زيرا كه فرمودهء آن حضرت است : الناس موتى و اهل العلم احياء « 1 » .
به همين جهة رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على عليه السّلام را مقدم داشت بر ديگران از صحابه كه فرمود على باب علم من است پس باب علم رسول اللّه اقدم از سايرين مىباشد .
و لو آنكه صحابه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر يك كه بر اطاعت آن حضرت ثابت قدم ماندند فضائلى داشتند ما هم منكر فضائل صحابه نيستيم ولى فضائل آنها هرگز مقابله با باب علم رسول اللّه نمىنمايد زيرا مقام و مرتبهء او مقام افضليت است .
اگر حق تقدم براى فردى از افراد صحابه بود قطعا رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر ميفرمود امت پيروى از او بنمايد بديهى است اين امرى است الهى كه أبدا ربطى با پيرى و جوانى ندارد بلكه هر كس را پروردگار لايق و قابل اين مقام بداند خواه پير يا جوان امر باطاعت او مينمايد .
بقضاوت فرستادن پيغمبر ( ص ) على عليه السّلام را بيمن
چنانچه اكابر علماء شما عموما شرح فرستادن على عليه السّلام را بيمن براى قضاوت و هدايت آنها نقل نمودهاند مخصوصا امام ابو عبد الرحمن نسائى
هامش
( 1 ) تمام مردم مردگانند مگر اهل علم كه حيات و زندگانى مخصوص آنهاست .