از سعيد بن جبير از ابن عباس آوردهاند كه گفت سؤال كردند از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آن كلماتى كه آدم عليه السّلام به آن تلقّى نموده و سبب قبولى توبهاش گرديد فرمود سأله بحقّ محمّد و علىّ و فاطمه و الحسن و الحسين فتاب عليه و غفر له « 1 » .
گمان ميكنم براى جواب و رفع اشكال اولى شما به همين مقدار نقل روايات از كتب اكابر علماء خودتان ( علاوه بر تواتر در نزد علماء شيعه ) كافى باشد .
و امّا در موضوع نزول وحى و پيغمبرى جناب ابو طالب هم باز اشتباه نموديد چه آنكه خود ميدانيد براى وحى و إلهام مراتبى مىباشد ( و اينك وقت بيان آن مراتب نميباشد ) كه اختصاص بمقام نبوت تنها ندارد زيرا كه ميتوان گفت وحى در لغت عبارت است از آگهى پنهان و با سرعت خاصّى كه متوجه فردى دون افراد ديگر بوده باشد .
چه بسا از بنى آدم و حيوانات كه مورد وحى و إلهام غريزى قرار گرفته مانند زنبور عسل و مادر حضرت موسى و ديگران .
مگر زنبور عسل پيغمبر بوده كه خداوند به او وحى نموده بصراحت آيه 70 سوره 16 ( نحل ) كه ميفرمايد
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
« 2 » .
آيا تصور مينمائيد نوخابذ ( يا به نظر صاحب تيسير يوخابذ ) مادر حضرت موسى عليه السّلام پيغمبر بوده كه در آيه 6 سوره 28 ( قصص ) صريحا بطريق وحى دو أمر و دو نهى به او مىكند و دو خبر و دو بشارت ميدهد كه
وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
« 3 » .
هامش
( 1 ) سؤال نمود خدا را به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين ( عليهم الصلاة و السّلام ) پس پذيرفت بر او توبهء او را و آمرزيد و عفو نمود او را .
( 2 ) خدا بزنبور عسل وحى كرد كه از كوهها و درختان و سقفهاى بلند منزل گيرند .
( 3 ) بمادر موسى وحى كرديم كه طفلت را شير ده چون از آسيب فرعونيان بر او ترسان شوى او را به دريا افكن و هرگز مترس و محزون مباش كه ما او را به تو بازآوريم و هم از پيغمبران مرسلش گردانيم .