كراهت موافقت با كفار نمود و مايل بهجرت بود ولى پيغمبر به او نوشت بماند و اخبار مشركين را به آن حضرت بدهد روزى كه ابو رافع به آن حضرت خبر تظاهر باسلام عباس را داد حضرت او را آزاد نمود .
علت پنهان داشتن ابو طالب ايمان خود را
ولى جناب ابو طالب اگر ايمان خود را ظاهر ميكرد امر يكسره ميشد يعنى در اول دعوت كه هنوز رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ياورى نداشت تمام قريش و جامعه عربيّت بر ضدّ بنى هاشم متحدا قيام مىنمودند و اساس نبوت را بر هم ميزدند .
لذا جناب ابو طالب ايمان خود را سياسة ابراز ننمود تا بتواند بعنوان هم كيشى با قريش جلوى آنها و ساير اعادى را بگيرد تا آنها هم محض احترام جناب ابو طالب تصميمات قوىترى اتخاذ ننمايند و آن حضرت فرصتى كامل داشته باشد تا بتواند مقصد خود را آشكار نمايد .
چنانچه همين قسم شد تا آن جناب زنده بود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با قوت قلب تمام مشغول انجام وظيفه بود همينكه جناب ابو طالب در آخر سال دهم بعثت وفات نمود جبرئيل نازل شد و عرض كرد اخرج عن مكة فمالك بها ناصر بعد أبي طالب از مكه خارج شو كه بعد از أبي طالب ياورى در آنجا ندارى .
شيخ - آيا در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم اسلام ابو طالب مشهور بوده و امت قبول داشتند يا خير .
داعى - بلى كمال شهرت را داشته و تمامت امت نام آن جناب را با عظمت ياد مىنمودند .
شيخ - چگونه ممكن است در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم امرى شايع و شهرت كامل داشته باشد ولى بعد از سى سال تقريبا جهت جعل حديثى ( بقول شما ) بر خلاف حق و حقيقت مشهور گردد بقسمى كه حقيقت اوليه خود را از دست بدهد .
داعى - ليس هذا اوّل قارورة كسرت فى الاسلام « 1 » .
هامش
( 1 ) اين اول شيشهء ( حقيقت ) نبود كه در اسلام شكسته شد .