بزرگوار بمعاويه رسيد تكبير گفت و اطرافيان او همه از روى مسرّت و خوشحالى تكبير گفتند ) البته چنين ملعونى بايد در نزد شما خال المؤمنين گردد ؟ ! .
ولى جناب محمّد بن ابى بكر را چون ربيب و تربيتشدهء مقام ولايت و از شيعيان خالص الولاى عترت طاهره مىباشد كه در خطاب به آن خاندان جليل القدر گويد :
يا بنى الزهراء انتم عدّتى * و بكم فى الحشر ميزانى رجح
و اذا صحّ ولائى لكم * لا ابالى اىّ كلب قد نبح
« 1 » با اينكه فرزند ابى بكر خليفه اول و برادر ام المؤمنين عايشه بوده است خال المؤمنين نخوانند بلكه سب و لعنش نمايند و از ارث پدر هم محرومش كنند .
بلكه وقتى عمرو بن عاص و معاوية بن خديج عليهم اللعنة فتح مصر نمودند از جناب محمّد منع آب نمودند و با شدّت عطش او را كشتند و در شكم خر مرده گذارده و آتش زدند وقتى خبر بمعاويه رسيد زياده از حد اظهار فرح و شادمانى نمود .
شما از شنيدن اين قضايا ابدا تأثر پيدا نميكنيد كه چرا آن ملاعين با خال المؤمنين محمّد فرزند خليفه ابى بكر چنين رفتار نموده و با ذلّت و خوارى او را شهيد نمودند . ولى از لعن معاويه متأثر ميشويد كه چون خال المؤمنين است بايستى محترم باشد ! ! ! .
پس تصديق نمائيد جنگ با عترت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در كار بوده و هست .
محمّد چون از دوستان عترت بوده است او را خال المؤمنين نميخوانيد - و از كشتن او هم متأثر نميشويد ؟ ! .
ولى معاويه عليه الهاويه چون دشمن درجه يك عترت و اهل بيت پيغمبر اكرم بوده و علنى و بر ملا آنها را لعن نموده است خال المؤمنين ميخوانيد از او طرفدارى مينمائيد ! ! ! .
به خدا پناه ميبريم از تعصّب و عناد و لجاج .
هامش
( 1 ) اى اولادهاى فاطمه زهراء ( ع ) شما پناهگاه و اميد گاه من هستيد و بواسطهء شما و دوستى شما روز قيامت ميزان عمل من رجحان پيدا مىكند و زمانى كه صحت پيدا كند دوستى من بشما باك ندارم اگر هر سگى در اطراف من پارس نمايد .