تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
لو لا الملامة او حذارى سبّة * لوجدتنى سمحا بذاك مبينا
« 1 » خلاصهء كلام عوض آنكه به پيغمبر تغيّر نمايد و آن حضرت را منع از آن عمل كند و تهديد بحبس و نفى و قتل نمايد بوسيله جملات و كلمات جذاب از قبيل اين اشعار و گفتار زيبا تحريص و ترغيبش نمود كه امر خودت را آشكار كن كه بر تو ذلت و ترس و منقصتى نخواهد بود دين و عقيدهء خودت را نشر بده تا روشن شود بوجود تو چشمهاى همه - دعوت مينمائى ما را و ميدانم بدرستى كه تو ناصح و راست‌گوئى و قطعا در اين ادعاء هم صادقى همانطورى كه قبل از اين امين بودى ، دانستم كه بتحقيق اين دين بهترين اديان بشر است . و غير از آنچه عرض نمودم اشعار بسيارى ابن ابى الحديد در جلد سيم شرح نهج و ديگران در اين موضوع ضبط نموده‌اند كه وقت مجلس اقتضاى نقل تمام آنها را ندارد گمان ميكنم براى نمونه كافى باشد . حالا آقايان محترم خدا را در نظر بگيريد و انصاف دهيد كه آيا گويندهء اين كلمات و اشعار را ميتوان مشرك و كافر خواند ؟ يا آنكه مؤمن و موحد و خداپرست حقيقى بايد شناخت . چنانچه اكابر علماء خودتان بىإراده تصديق به اين معنى نموده‌اند . باب 52 ينابيع الموده شيخ سليمان بلخى حنفى را مطالعه نمائيد كه از قول ابو عثمان عمر و بن بحر جاحظ معتزلى نقل مينمايد كه درباره جناب ابو طالب اظهار نظر نموده و گفته و حامى النبىّ و معينه و محبّه اشدّ حبّا و كفيله و مربّيه و المقرّ
هامش
( 1 ) به خدا قسم كه جمعيت قريش پيروى از تو نميكنند تا بميرند تو بدون ترس و خوف اقدام بوظيفه خود نماى مژده مىدهم به تو فتح و ظفر را مرا بدين خود دعوت نمودى و يقين دارم كه تو به حق مرا ارشاد نمودى زيرا حسن سابقه و امانت و راستگوئى تو بر كسى پوشيده نيست دينى را بمردم عرضه داشتى كه من يقين دارم بهترين اديان است اگر ترس از ملامت و بدگوئى نداشتم هرآينه مىيافتى كه چه اندازه در راه دين بذل و بخشش مىنمودم .