آمده بود و بر خلاف عقيده او دعواى نبوت داشت امر كند آن حضرت را حبس نمايند يا لا اقل طردش كنند و قول مساعدت به او ندهد تا از قيام به آن امر بزرگ منصرف گردد تا هم دين خود را حفظ كند و هم همكيشان خود را ممنون نمايد - همان قسمى كه آزر برادرزادهء خود ابراهيم را طرد نمود .
ابتداء بعثت ابراهيم عليه السّلام و گفتگو با عمش آزر
چنانچه در آيه 44 سوره 19 ( مريم ) خداى متعال از بعثت حضرت ابراهيم خليل الرحمن عليه و على نبينا و آله السّلام خبر ميدهد كه چون مبعوث برسالت شد نزد عمش آزر رفت و گفت
إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا
قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا
« 1 » .
ولى بر عكس جناب ابو طالب در جواب استمداد نبىّ مكرم خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت اخرج ابن اخى فانّك الرفيع كعبا و المنيع حزبا و الأعلى ابا و اللّه لا يسلقك لسان الا سلقته السن حداد و اجتذبته سيوف حداد و اللّه لتذللنّ لك العرب ذلّ البهم لحاضنها « 2 » .
آنگاه اشعار ذيل را كه ابن ابى الحديد در ص 306 جلد سيم شرح نهج البلاغه ( چاپ مصر ) و سبط ابن جوزى در ص 5 تذكره ضبط نمودهاند به پيغمبر خطاب نمود :
و اللّه لن يصلوا اليك بجمعهم * حتى أوسّد فى التراب دفينا
فانفذ لاسرك ما عليك مخافة * و ابشر و قرّ بذاك منه عيونا
و دعوتنى و زعمت انّك ناصحى * و لقد صدقت و كنت قبل امينا
و عرضت دينا قد علمت بانّه * من خير اديان البريّة دينا
هامش
( 1 ) بدان كه مرا « از وحى خدا » علمى آموختند كه تو را آن علم نياموختهاند پس تو مرا پيروى كن تا به راه راست هدايتت كنم آزر در پاسخ ابراهيم گفت تو مگر از خدايان من روگردان و بىعقيده شدى چنانچه از مخالفت بتان دست بر ندارى تو را سنگسار كنم « و گرنه » سالها از من بدور باش .
( 2 ) قيام كن پسر برادر كه مرتبه تو از حيث شرافت و سيادت بلندتر و از حيث طايفه و قبيله عالى و از حيث پدر اعلىتر از سايرين هستى به خدا قسم هيچكس تو را آزار نكند مگر آنكه با زبانهاى تند و تيز و شمشيرهاى برنده از تو دفاع خواهيم نمود به خدا قسم كه عرب در مقابل تو به زانو درآيد و ذليل گردد مانند حيوانى كه ذليل صاحب خود گردد .