مأموريم بگفتار و كردار آنها تمسّك بجوئيم تا گمراه نشويم بنابر حديث ثقلين و ساير احاديثى كه ليالى ماضيه عرض كرديم كه باتفاق فريقين ثابت است مورد توصيه و سفارش رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هستند .
و ديگر آنكه بمقتضاى قاعدهء اهل البيت ادرى بما فى البيت آن خاندان جليله كه مجسّمهء تقوى و پرهيزكارى بودند از ايمان و كفر آباء و اجداد و اعمام خود آگاهتر بودند تا مغيرة بن شعبه و ديگران از بنى اميه و خوارج و نواصب و بىخبران .
و واقعا جاى تعجب است از علماى شما كه قول تمام اهل بيت رسالت و امام المتّقين امير المؤمنين كه صداقت و راستگوئى او را خدا و پيغمبر بنا بر روايات معتبرهء خودتان تصديق نمودهاند و بالاتفاق ميگويند جناب أبي طالب مؤمن و موحّد از دنيا رفت قبول نمىكنيد ولى قول يك نفر دشمن سر سخت امير المؤمنين و فاسق و فاجر معلوم الحال مغيرهء ملعون و عدّهاى اموى و خارجى و ناصبى را مىپذيريد و روى آن ايستادگى نموده و اصرار مينمايند ؟ ! .
ابن ابى الحديد معتزلى كه از اعيان علماى شما است در ص 310 جلد 3 شرح نهج البلاغه گويد اسلام ابو طالب مورد اختلاف است ، جامعه شيعه اماميه و اكثر زيديه گفتهاند مسلمان از دنيا رفت .
علاوه بر اجماع جمهور علماء شيعه بعض از شيوخ علماء ما ( معتزله ) مانند شيخ ابو القاسم بلخى و ابو جعفر اسكافى و غير ايشان هم بر اين عقيدهاند كه ابو طالب اسلام آورد و علت آنكه ايمان خود را ظاهر نساخت آن بود كه بتواند پيغمبر را كاملا يارى نمايد - و مخالفين بملاحظه مقام او مزاحم آن حضرت نشوند .
در حديث ضحضاح و جواب آن
شيخ - مگر جنابعالى حديث ضحضاح را نديدهايد كه ميفرمايد انّ ابا طالب فى ضحضاح من نار « 1 » .
داعى - اين حديث هم مانند ساير احاديث موضوعه و مجعوله است كه عدّهاى از اعادى آل محمّد و اهل بيت طهارت سلام اللّه عليهم اجمعين در
هامش
( 1 ) ابو طالب در آب كمى از آتش است .