زمان امويها - مخصوصا در دورهء خلافت سر سلسلهء اهل نفاق معاوية بن ابى سفيان عليه اللعنة و النيران و خوشآيند آن حملهء كفر و نفاق جعل نمودهاند - بعدها بنى اميّه و اتباع آنها هم عداوة لعلى بن أبي طالب عليه السّلام آن احاديث مجعوله را تقويت نموده و شهرت دادند - و نگذاردند ايمان جناب ابو طالب هم مانند ايمان جناب حمزه و عباس معروف گردد - و بكلّى از نظر جامعه محو كردند .
مجعول بودن حديث ضحضاح
و عجبتر از همه آنكه جاعل و ناقل حديث ضحضاح هم يك نفر فاسق فاجر اعداء عدو مولانا امير المؤمنين عليه السّلام مغيرة بن شعبه بوده كه ابن ابى الحديد در ص 159 جلد سيم شرح نهج البلاغه تا ص 163 و مسعودى در مروج الذّهب و ديگران مىنويسند مغيره در بصره زنا كرد روزى كه شهود براى شهادت نزد خليفه عمر آمدند سه نفر شهادت دادند چهارمى كه آمد شهادت بدهد او را كلمهء تلقين و تعليم نمودند كه از دادن شهادت ابا نمود آن سه نفر را حد زدند و مغيره را خلاص نمودند ؟ ! .
يك چنين فاسق فاجر زانى شارب الخمر كه حد خدا بر او تعطيل شد از دوستان صميمى معاوية بن ابى سفيان اين حديث را روى بغض و كينهء امير المؤمنين عليه السّلام و خوشآيند معاويه عليه الهاويه جعل نمود حسب الامر معاويه و اتباع او أمويها و غير آنها اين حديث مجعول را تقويت نموده شهادت دادند كه انّ ابا طالب فى ضحضاح من نار « 1 » .
و افرادى هم كه در سلسلهء روات آن قرار گرفتهاند مانند عبد الملك بن عمير و عبد العزيز راوردى و سفيان ثورى و غيره در نزد اكابر علماء جرح و تعديل خودتان مانند ذهبى در جلد دوم ميزان الاعتدال مردود و ضعيف و غير قابل قبول و بعضى از آنها مانند سفيان ثورى جزء مدلّسين و كذّابين بشمار رفتهاند چگونه ميتوان به حديثى كه چنين اشخاص معلوم الحال در ضعف و شهرت بكذب و دروغ نقل نمودهاند اعتماد نمود ؟ .
هامش
( 1 ) ابو طالب در آب كمى از آتش است .