تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
عجبا خبرى بخاطرم آمد كه مير سيد على فقيه همدانى شافعى در مودت سيم از مودة القربى از خود عايشه نقل نموده كه گفت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود انّ اللّه قد عهد الىّ من خرج على علىّ فهو كافر فى النار « 1 » . عجب آنكه وقتى به او اشكال كردند كه چرا با شنيدن چنين كلامى از پيغمبر بر على خروج نمودى عذر غير مقبول ( بدتر از گناه ) آورد گفت نسيت هذا الحديث يوم الجمل حتّى ذكرته بالبصرة يعنى فراموش كردم اين حديث را روز جمل تا آنكه در بصره يادم آمد . شيخ - با چنين بيانى كه خود ميكنيد پس چه اشكالى بر ام المؤمنين رضى اللّه عنها داريد بديهى است آدمى مركز سهو و نسيان مىباشد . داعى - ممكن است داعى هم بگويم در روز جمل كه نائرهء حرب مشتعل بود حديث را فراموش نموده ولى از روز حركت از مكه كه تمام دوستان حتى زنان پاك رسول اللّه منعش نمودند كه حركت بى جا مكن زيرا مخالفت با على مخالفت با پيغمبر است بازهم حديث يادش نبود ؟ ! . آيا مورّخين خودتان كه وقعهء جمل را نوشتند يادآور نشدند كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند عايشه بترس از آن راهى كه سگهاى حوأب بر تو پارس نمايند وقتى عازم بصره بود اول شب كه به آب بنى كلاب رسيدند و سگها اطراف محمل او را گرفته پارس نمودند سؤال نمود اينجا كجا است گفتند حوأب متوجّه خبر و فرموده رسول خدا شد چرا باز فريب طلحه و زبير را خورد و طى طريق نمود تا ببصره رسيد و آن فتنه عظيم را برپا نمود آيا ميتوانيد گفت فراموش كرده بود يا حقّا متعمّدا عالما عارفا طى طريق نمود ؟ ! . آيا اين دليل لكه بزرگى نبود كه دامن امّ المؤمنين عايشه را آلوده نمود كه به هيچ آبى پاك نخواهد شد چه آنكه عالما عامدا تمرّد امر خدا و پيغمبر نمود و فريب
هامش
( 1 ) خداوند عهد نموده با من كه بدانيد هر كس خروج بر على ( عليه السّلام ) بنمايد كافر است و جايگاه او در آتش مىباشد .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 732 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )