و ابن ابى الحديد در ص 364 جلد اوّل شرح نهج از شيخ ابو القاسم بلخى شيخ معتزله نقل مينمايد كه گويد و قد اتفقت الاخبار الصحيحة التى لا ريب فيها عند المحدّثين على انّ النبىّ ( ص ) قال له لا يبغضك الّا منافق و لا يحبّك الّا مؤمن « 1 » .
و نيز در ص 264 جلد چهارم خطبه أمير المؤمنين عليه السّلام را نقل مينمايد كه فرمود لو ضربت خيشوم المؤمن بسيفى هذا على ان يبغضنى ما ابغضنى و لو صببت الدنيا بجمّاتها على المنافق على ان يحبّنى ما احبّنى و ذلك انه قضى فانقضى على لسان النبىّ الامىّ صلّى اللّه عليه و آله انّه قال يا على لا يبغضك مؤمن و لا يحبّك منافق « 2 » .
از اين قبيل اخبار در كتب معتبره شما بسيار رسيده براى نمونه بمقتضاى وقت مجلس همين چند خبر را كه در نظر داشتم ذكر نمودم .
اينك از آقايان محترم تمنا ميكنم منصفانه قضاوت فرمائيد كه قيام عايشه و جنگ با على عليه السّلام آيا جنگ با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نبوده آيا اين جنگ و وادار نمودن مردم را بجنگ على عليه السّلام از روى حب و محبّت و دوستى بوده يا از روى بغض و كينه و عداوت بديهى است احدى نميگويد كه جنگ بين دو نفر روى محبت و دوستى مىباشد محققا روى بغض و عداوت بوده آيا در اين همه اخبار كه نمونهاى از آنها ذكر شد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يكى از علامات كفر و نفاق را بغض و جنگ با على قرار نداده آيا تطبيق اين اخبار با قيام عايشه ام المؤمنين و جنگ با على عليه السّلام چگونه خواهد بود . متمنى است بدون نظر حبّ و بغض از روى انصاف قضاوت به حق نمائيد .
هامش
( 1 ) اتفاقى جميع محدثين است در اخبار صحيحهاى كه شكى در صحت آن نمىباشد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بعلى عليه السّلام فرمود دشمن نميدارد تو را مگر منافق و دوست نميدارد تو را مگر مؤمن .
( 2 ) اگر با اين شمشير خود بر بينى مؤمن بزنم كه مرا دشمن بدارد هرگز مرا دشمن نميدارد و اگر تمام دنيا را بدهم بمنافق كه مرا دوست بدارد هرگز مرا دوست نميدارد و اين همان است كه بر زبان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم گذشت كه فرمود دوست نميدارد تو را مگر مؤمن و دشمن نميدارد تو را مگر منافق .