مُهِيناً
« 1 » بنظرش رسيده چگونه در مقام اذيّت و آزار آن حضرت بر آمده تا ملعون خداوند متعال گردد در دنيا و آخرت و عذاب سخت با ذلّت و خوارى را براى خود در آخرت مهيّا نمايد پس قطعا اين مطلب كذب محض و از تهمتهاى شيعيان مىباشد .
داعى - خواهش ميكنم آن قدر فحش ندهيد - زيرا مكرر عرض كردم كه شيعيان اهل تهمت و افترا نيستند براى آنكه آن قدر دليل واضح در دست است كه احتياج بدسيسه بازى ندارند .
امّا راجع بآيهء شريفه تصديق ميكنم ام المؤمنين عايشه اين آيه را تنها نديد بلكه پدرش ابى بكر و كبار صحابه همگى ديدند ؟ با مطابقت اخبارى كه در ليالى ماضيه عرض نمودم كشف بسيارى از حقايق مىشود اگر انصاف در كار باشد .
آزار دادن عايشه پيغمبر را
امّا موضوع آزار دادن عايشه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را - فقط در كتب علماء شيعه نميباشد .
بلكه اكابر علماء و مورخين بزرگ خودتان نوشتهاند كه مكرر اسباب زحمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و رنجاندن خاطر آن حضرت گرديد .
چنانچه امام غزالى در ص 135 جزء دوم احياء العلوم باب 3 كتاب آداب النكاح چندين خبر در مذمّت عايشه نقل نموده كه از جمله مقابلهء او با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قضاوت ابى بكر است كه مولى على متقى هم در ص 116 جلد هفتم كنز العمال و ابو يعلى در مسند و ابو الشيخ در كتاب امثال آوردهاند كه ابى بكر رفت بملاقات دخترش عايشه چون بين پيغمبر و عايشه دلتنگى شده بود ابو بكر را بقضاوت طلبيد در وقت سخن گفتن عايشه كلمات اهانتآميز ميگفت ضمنا به آن حضرت عرض ميكرد در گفتار و كردارت عدالت را پيشه كن ! ! چنان اين حرف اهانتآميز در أبو بكر مؤثّر شد كه سيلى سختى به صورت دخترش زد كه خون بر جامهاش سرازير شد . و نيز امام غزّالى در همان باب نكاح و ديگران نقل نمودهاند كه ابى بكر وارد شد به منزل دخترش فهميد
هامش
( 1 ) آنان كه خدا و رسول او را ( بعصيان و مخالفت ) آزار و اذيت ميكنند ، خدا در دنيا و آخرت آنها را لعن كرده ( و از رحمت خود دور فرموده ) و بر آنان عذابى با ذلت و خوارى مهيا ساخته است .