را رد نمودند آيا اين عمل بر خلاف حقيقت و قواعد شرع نبود ! ! .
اگر فاطمه هيچ شاهدى نداشت مگر تصرف ، مطابق دستور شرع انور كافى بر حقّانيت او بود . بعلاوه كه خداوند در آيهء تطهير شهادت به پاكى بىبى داده است كه از هر رجس پليدى بر كنار است كه از جمله آنها دروغ و ادعاى بكذب است .
على الخصوص كه شاهد كاملى مانند على امير المؤمنين عليه السّلام شهادت بر حقّانيّت زهراى اطهر داد كه قطعا ردّ شهادت على ردّ بر خداست .
زيرا خداى عالى اعلى على عليه السّلام را در آيات قرآن مجيد صادق و صدّيق خوانده من نميدانم بچه جرأت شهادت مصدّق خداوند را رد كردند .
و حال آنكه در قرآن مجيد امر ميفرمايد با على باشيد يعنى پيرو او باشيد و او را صادق خوانده مانند زيد عدل از شدت صداقت مجسمه صدق گرديده فلذا در آيهء 120 سوره 9 ( توبه ) ميفرمايد .
1 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
« 1 » .
حافظ - اين آيه چه دلالتى با مقصود شما دارد كه بايد پيرو على كرم اللّه وجهه باشند .
مراد از صادقين در آيه محمد و على ( ع ) هستند
داعى - أكابر علماء شما در كتب و تفاسير خود گويند اين آيه در شأن محمّد و على عليهما الصلاة و السّلام نازل گرديده كه مراد از صادقين محمّد و على و در بعض اخبار على عليه السّلام و در بعض ديگر عترت طاهره ميباشند .
امام ثعلبى در تفسير كشف البيان و جلال الدين سيوطى در درّ المنثور از ابن عباس و حافظ ابو سعد عبد الملك بن محمّد خرگوشى در كتاب شرف المصطفى از اصمعى و حافظ ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء روايت ميكنند كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود هو محمد و على عليهما السّلام و شيخ سليمان حنفى در باب 39 ينابيع المودة ص 119 چاپ اسلامبول از موفق بن أحمد خوارزمى و حافظ ابو نعيم اصفهانى و حموينى
هامش
( 1 ) اى جماعت مؤمنين بترسيد از خدا و باشيد با راستگويان . ( كه مراد محمد و على و عترت طاهره عليهم السّلام بودند چنانچه در ص 599 همين كتاب اشاره نموديم ) .