قبايح ظلم گرديده ولى مقصودتان از اين ظالم و مظلوم و غاصب و مغصوب كيست و چيست خوب است روشنتر بفرمائيد .
داعى - از اوضح واضحات است ظلمى كه بجدّهء ما صدّيقهء كبرى فاطمه زهراء سلام اللّه عليها وارد شده بأحدى نشده .
در حقيقت فدك و غصب آن
كه بعد از فتح قلاع خيبر بزرگان و مالكين فدك و عوالى ( كه هفت قريه در هم بوده در دامنه كوههاى مدينه تا سيف البحر كنار دريا ، هم غلّه غلّهخيز بوده و هم نخلستان فراوان داشته عرض و طول اراضى آن بسيار وسيع بوده از حدود اربعهاش معلوم مىشود كه حدّى بكوه احد نزديك مدينه منوره حدّى بعريش حدّى بسيف البحر حدّى بحومهء دومة الجندل ) .
آمدند خدمت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قرار داد صلحى نمودند كه نصف تمام فدك از آن آن حضرت باشد و نصف ديگر مال خودشان باشد چنانچه ياقوت حموى صاحب معجم البلدان در ص 343 جلد ششم از فتوح البلدان و احمد بن يحيى بلاذرى بغدادى متوفى سال 279 در تاريخ خود و ابن ابى الحديد معتزلى در ص 78 جلد چهارم شرح نهج البلاغة ( چاپ مصر ) نقلا از ابو بكر أحمد بن عبد العزيز جوهرى و محمد بن جرير طبرى در تاريخ كبير و ديگران از محدثين و مورخين خودتان ثبت نمودهاند .
نزول آيه وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
بعد از برگشتن بمدينه طيبه جبرئيل از جانب رب جليل نازل و آيه 28 سوره 17 ( بنى اسرائيل ) را بر آن حضرت خواند كه
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً
« 1 » .
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تأمل نمود كه ذوى القربى كيست و حق آنها چيست جبرئيل مجددا شرفياب گرديده و عرض كرد خداوند ميفرمايد ادفع فدكا إلى فاطمة فدك را بفاطمه واگذار كن رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه سلام اللّه عليها را طلبيد و فرمود انّ اللّه امرنى ان ادفع اليك فدكا خداوند مرا امر فرموده فدك را بشما واگذارم
هامش
( 1 ) حقوق خويشان و ارحام خود را اداء كن و فقراء و رهگذران بيچاره را به حق خودشان برسان و هرگز اسراف و تبذير منماى .