ارث داشتند و وراث بعد از فوت آنها تصرف ميكردند پس مردوديت اين حديث واضح مىشود .
چنانچه عالم محدّث أبو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى كه بتوثيق ابن ابى الحديد در ص 78 جلد چهارم شرح نهج از اكابر علماء و محدثين صاحب ورع و تقواى اهل تسنّن بوده در كتاب سقيفه و ابن اثير در نهايه و مسعودى در اخبار الزمان و اوسط و ابن ابى الحديد در ص 78 جلد چهارم شرح نهج البلاغه از ابو بكر احمد جوهرى در كتاب سقيفه و فدك بطرق و اسانيد بسيار كه بعض از آنها از امام پنجم أبي جعفر محمّد بن على الباقر عليهما السّلام از صديقهء صغرى زينب كبرى و بعضى ديگر از عبد اللّه بن حسن بن حسن از صديقهء كبرى سلام اللّه عليها و در ص 93 مسندا از عايشه ام المؤمنين و در ص 94 نقلا از محمّد بن عمران مرزبانى از جناب زيد بن على بن الحسين عليهم السّلام از پدرش از جدش از بىبى صديقه سلام اللّه عليها و ديگران از علماء شما خطبه و خطابه و محاجّهء حضرت زهراء مظلومه سلام اللّه عليها را در ميان مسجد مجمع عمومى مسلمانان مقابل مهاجر و انصار نقل نمودهاند كه مخالفين خود را مجاب نمود بقسمى كه نتوانستند جواب بگويند ( چون جواب منطقى نداشتند بهو و جنجال گذرانيدند ) .
از جمله دلائل بىبى در مقابل آن حديث پوچ مردود بىمغز آنها اين بود كه فرمود اگر اين حديث صحيح است و انبياء ارث نداشتند پس اين همه آيات ارث در قرآن مجيد براى چيست ؟ .
دلائل فاطمه بر رد حديث لا نورث
يك جا ميفرمايد و ورث سليمان داود « 1 » و در قصهء حضرت زكريا فرموده
فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
« 2 » .
راجع بدعاى زكريا فرمايد
وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ
هامش
( 1 ) ميراث برد سليمان از داود آيه 16 سوره 27 ( نمل ) .
( 2 ) از لطف خاص خود فرزند صالح و جانشينى شايسته به من عطا فرما كه او وارث من و همه آل يعقوب باشد آيه 5 سوره 19 ( مريم ) .