زمان حياتشان بيچاره و موهون و آواره شدند و خواندن كتابهاى آنها را علماء متعصّب و عوام بىخرد تحريم نمودند و عاقبت هم سبب قتل آنها گرديدند .
مانند حافظ ابن عقده ابو العباس احمد بن محمّد بن سعيد همدانى متوفى 333 قمرى كه از اكابر علماى شما است و علماى رجال خودتان از قبيل ذهبى و يافعى و غيره او را توثيق نموده و در ترجمه حالات او مىنويسند سيصد هزار حديث با سندهاى آن حفظ داشته و بسيار ثقه و راستگو بوده .
ولى چون در مجامع عمومى در قرن سيم هجرى در كوفه و بغداد مثالب و معايب شيخين ( ابى بكر و عمر ) را ميگفته او را رافضى خواندند و از نقل رواياتش خوددارى نمودند
چنانچه ابن كثير و ذهبى و يافعى درباره او نوشتهاند انّ هذا الشيخ كان يجلس فى جامع براثا و يحدّث الناس بمثالب الشيخين و لذا تركت رواياته و الّا فلا كلام لاحد فى صدقه و ثقته ؟ « 1 » .
و خطيب بغداد در تاريخ خود او را تعريف مىكند ولى در آخر بيانات خود گويد انّه كان خرّج مثالب الشيخين و كان رافضيّا « 2 » .
پس آقايان تصور ننمايند كه شيعيان فقط حقايق را بيان مينمايند بلكه اكابر علماء خودتان مانند امام غزّالى و ابن عقده و ديگران هم مثالب و معايب كبار صحابه را نقل مىنمودند .
اشاره بمرگ طبرى
از اين قبيل علماء و دانشمندان در تاريخ ازمنه بسيار بودند كه در اثر حقگوئى و حقنويسى بيچاره و مردود و يا مقتول گشتند مانند محمّد بن جرير طبرى مفسّر و مورخ معروف قرن سيم كه مفخر اكابر علماء شما بوده وقتى در سال 310 در سن هشتاد و شش سالگى
هامش
( 1 ) شيخ ابن عقده مىنشست در جامع براثا ( كه الحال مسجد براثا بين بغداد و كاظمين معروف است ) و معايب شيخين ( ابى بكر و عمر ) را براى مردم نقل ميكرد براى همين عمل او ما ترك نموديم روايات او را و الا احدى در صداقت و راستگوئى و موثق بودن او حرفى نزده است ؟ ! .
( 2 ) يعنى آنكه چون معايب و مثالب شيخين ( ابى بكر و عمر ) را نقل مىنمود رافضى شد