آدمى بايد پيرو دانش و خرد باشد
كه چرا مذهب خود را حنفى يا مالكى يا حنبلى يا شافعى معرفى ننموده و پيرو مذهب جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام از عترت طاهره گرديدهاند ما شيعيان كينه و عداوتى با كسى نداريم ولى چون عقل و خرد و دانش بما حكم ميكنند كوركورانه براهى نرويم و قرآن مجيد كتاب حق آسمانى هم ما را راهنمائى نموده در آيه 19 سوره 39 ( زمر ) كه فرموده
فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
« 1 » .
بدون دليل و برهان متابعت از كسى نمىكنيم هادى و راهنماى ما خداى عزّ و جلّ و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشد .
خدا و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر راهى پيش پاى ما آوردند ما به همان راه ميرويم - فلذا دلائل و براهين بسيار در آيات قرآن مجيد و بيانات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنابر آنچه در كتب معتبره شما رسيده ( علاوه بر تواتر در روات شيعه ) بما ارائه دادند كه راه حق و صراط مستقيم در پيروى آل محمّد و عترت و اهل بيت آن حضرت مىباشد .
اگر شما آيهاى از قرآن يا حديثى از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بما نشان داديد كه بايد در اصول اشعرى يا معتزلى و در فروع مقلد و پيرو يكى از چهار امام ( ابو حنيفه - .
مالك - احمد حنبل - شافعى ) باشيم و لو از احاديث خودتان باشد حقير تسليم ميشوم و الحال مذهب خود را اعلام مينمايم .
ولى قطعا شما چنين دليلى در دست نداريد مگر آنكه بگوئيد آنها فقهاى اسلامى بودند در سال 666 هجرى ملك طاهر بيبرس مردم را اجبار داد كه حتما بايد بيكى از اين چهار مذهب تقليد نمايند ؟ ! كه اينك وقت اجازهء شرح آن قضايا را نميدهد .
نمىگويم حصر كردن تقليد به اين چهار امام بدون نصّ و دستور خاصّ ظلم فاحش است بجميع فقهاء و علماء اسلام و ضايع كردن حق علمى آنها .
در حالتى كه تاريخ نشان ميدهد كه در اسلام فقهاء و علماء بسيارى مخصوصا در
هامش
( 1 ) ( اى رسول ) بلطف و رحمت من بشارت آر آن بندگانى كه سخن بشنوند انتخاب احسن كنند و متابعت و پيروى از نيكوتر بنمايند .