تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩

در فرق بين اسلام و ايمان

داعى - ( پس از قدرى سكوت و تبسم ؟ ) متحيرم چگونه جواب عرض نمايم - اولا جمهورى كه منظور نظر شما است و در بيان خود به آن اشاره نموديد به معناى عموم امت نيست بلكه مراد از جمهور بعض از اهل سنّت و جماعت مىباشد . ثانيا راجع باسلام و ايمان متأسفانه بيان شما كافى نيست چه آنكه در اين موضوع نه فقط شيعه با اهل سنّت و جماعت اختلاف عقيده دارند بلكه فرق چندى از اشعريون و معتزله و حنفى و شافعى در اين باب اختلاف عقيده دارند كه اينك وقت اجازه نقل تمامى أقوال فرقه‌هاى مختلفه را نميدهد . ثالثا آقايان كه عالم و اهل قرآن هستيد و آگاهى بر آيات قرآن داريد چرا بايد اين نوع اشكالات عاميانه بنمائيد شايد غرض آقايان اين است كه وقت مجلس گرفته شود و الّا مطالب اصولى مهم‌ترى هست كه ممكن است از آنها استفاده كامل ببريم و الّا اين نوع اعتراضات كودكانه از مثل شما بعيد است كه بفرمائيد داعى - اسلام و ايمان ساخته‌ام و اسباب دودستگى و دوئيت را ( بقول شما ) فراهم نموده‌ام . و حال آنكه اين تقسيم و دودستگى را ( بقول شما ) خداوند حكيم در قرآن كريم در آيات چندى نموده مگر آقايان فراموش نموده‌ايد ذكر اصحاب يمين و اصحاب شمال را در قرآن مجيد مگر نه اينست كه در آيه 14 سوره 49 ( حجرات ) صريحا ميفرمايد
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
. البته ميدانيد كه اين آيه شريفه در مذمت اعراب بنى اسد حجاز نازل گرديده كه در سال قحط بمدينه منوره آمده و اظهار اسلام و ايمان نموده و كلمتين شهادتين بر زبان جارى ولى چون ظاهرا براى استفاده از تنعّمات مدينهء منوره اسلام آورده بودند خداوند آنها را در اين آيه تكذيب نموده به اين معنى كه ( اى رسول ) اعراب ( بنى اسد و غيره ) كه بر تو منت گذارده و گفتند ما ايمان آورديم به آنها بگو ايمان نياورده‌ايد ليكن بگوئيد ما اسلام آورده‌ايم ( كه عبارت از داخل شدن در سلم و اظهار شهادت و انقياد احكام