تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
براى اتقاء است از قتل و سبى و اخذ تنعمات ) و هنوز در نيامده است ايمان در دلهاى شما . ظاهر اين آيه شريفه حكم مىكند كه مسلمين دو دسته هستند ، يك فرقه مسلمين حقيقى كه از روى قلب و عقيده ايمان بحقايق پيدا نموده‌اند كه آنها را مؤمن گويند . و فرقهء ديگر مسلمين ظاهرى هستند كه براى اغراض و مقاصدى از ترس و يا طمع ( مانند قبيله بنى اسد و غيره ) فقط كلمتين شهادتين گويند و خود را مسلمان خوانند ولى از معنا و حقيقت اسلام كه ايمان معنوى باشد در قلب و دل آنها اثرى نيست و لو جواز معاشرت با آنها بر حسب ظاهر داده شده است ولى به حكم قرآن
ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ
يعنى در آخرت براى آنها ثوابى نيست . پس اقرار بكلمتين شهادتين و تظاهر باسلام تنها منتج نتيجهء معنوى نخواهد بود . سيد - اين بيان شما صحيح است ولى قطعا اسلام بىايمان را اعتبارى نيست كما آنكه ايمان بدون اسلام مورد اثر نميباشد مگر در آيه 96 سوره 4 ( نساء ) نمىفرمايد :
لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً
« 1 » . اين آيه بزرگترين دليل است كه ما مأمور به ظاهر هستيم كه هر كس بگويد لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه او را پاك و طاهر و مقدس و برادر خود بدانيم و نفى ايمان از او ننمائيم اين خود بهترين دليل است كه اسلام و ايمان در حكم واحدند . داعى - اولا اين آيه درباره شخص معينى نازل گرديده ( كه آن اسامة بن زيد و يا محلّم بن جثامهء ليثى بوده ) كه گويندهء لا إله الّا اللّه را در ميدان جنگ - به خيال آنكه از ترس كلمه‌اى گفته و مسلمان گرديده - بقتل رسانيدند - و لكن تصديق داريد افادهء عموم مينمايد به همين جهت هم هست كه تمام مسلمين را تا وقتى كه عمل خلاف بيّنى آشكارا از آنها ديده نشده و منكر ضروريات نگرديدند و ابراز بكفر و تبرّى از دين ننمودند مسلمان و پاك ميدانيم و با آنها معاشرت اسلامى مينمائيم و از حدود ظاهر هم تجاوز نميكنيم و به باطن آنها هم كارى نداريم و حق تجسّس در باطن اشخاص هم نداريم
هامش
( 1 ) نگوئيد به كسى كه بشما اظهار اسلام مينمايد تو مؤمن نيستى .