تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
نميگذارم دين جدم از ميان برود بر من واجب است فداكارى نمايم جان مىدهم و دين را حفظ ميكنم . پس قيام آن حضرت و خروج از مدينه بمكّه و از مكّه به سمت كوفه و عراق براى حفظ شعائر دين و اعلام نمودن بجامعه بشريت اطوار و رفتار و مفاسد اخلاق و عقايد خراب و عمليات جبران‌ناپذير آن پليد عنيد بىدين بوده است . لذا برادران و بنى اعمام و دوستان علاقه‌مند كه براى ممانعت مىآمدند عرض ميكردند اهل كوفه كه از شما استقبال نموده‌اند و دعوت‌نامه‌ها فرستادند به بىوفائى معروف‌اند . و علاوه با قدرت بنى اميه و سلطنت يزيد پليد كه سالها است در اين مملكت ريشه دوانيده‌اند نمىتوانى مقابله نمائى چون أهل حق كم‌اند مردم عبد و عبيد دنيا هستند و دنياى آنها نزد بنى اميه اصلاح مىشود لذا اطراف آنها جمع‌اند نفع و غلبه با شما نخواهد بود . پس از اين سفر صرف نظر نما و اگر هم مايل نيستى بماندن و توقف در حجاز پس برو بيمن كه علاقه‌مندان بشما در آنجا بسيارند مردمان غيورى هستند شما را تنها نمىگذارند ميتوانى عمرى را در آن صفحات براحتى بگذرانى . حضرت نمىتوانست براى همه كاملا پرده‌بردارى نمايد لذا هر يك را بجوابهاى مختصرى ساكت مينمود ولى ببعض از اصحاب سر و أقارب محرم مانند برادرش محمّد بن الحنفيّه و اين عم گرامش عبد اللّه بن عباس ميفرمود راست ميگوئيد منهم ميدانم غلبه ظاهرى با من نخواهد بود منهم براى فتح و غلبه ظاهرى نميروم بلكه براى كشته شدن ميروم يعنى ميخواهم به نيروى مظلوميت ريشهء ظلم و فساد را بر كنم . براى قوت قلب بعضى حقيقت را آشكار نموده ميفرمود جدّم رسول خدا را در خواب ديدم به من فرمود اخرج الى العراق فانّ اللّه شاء أن يريك قتيلا « 1 » . محمّد بن الحنفيّه و ابن عباس عرض كردند اگر امر چنين است زنها را چرا ميبريد
هامش
( 1 ) بيرون برو بسوى عراق پس بدرستى كه خداى تعالى ميخواهد تو را كشته ببيند .