آيا در حديث شريف امر بسيئات يا كبائر و صغائر شده كه شما آن را سبب جرأت و تجرّى شيعيان قرار دادهايد بديهى است جواب منفى است .
پس راه ديگرى در بين نميباشد إلّا فكر و خيال بىجا و حال آنكه اين حديث شريف جلو نااميدى بشر را ميگيرد نه آنكه موجب اميد بىپايان گردد .
چه آنكه مردمان معتقدى هستند كه گرفتار هواى نفساند وقتى مرتكب صغائرى شدند شياطين جن و انس آنها را وسوسه ميكنند كه ديگر روى رحمت نخواهيد ديد چون غالبا جوان و جاهل و نادانند فريب خورده نااميد ميشوند ميگويند ما كه آمرزيده نميشويم پس چرا نفس خود را از هواهاى كلى بازداريم رفته رفته موجب طغيان و سركشى مىشود و از صغائر گذشته غرق در كبائر ميشوند .
ولى امثال اين حديث روزنهء اميدى در دلها باز مىكند و ميفهماند كه چون بشر جايز الخطا است اگر سيئاتى از او صادر شود و راستى محبّ و دوست على عليه السّلام باشد به او ضرر نميرساند .
چون خداى متعال در آيه شريفه وعده عفو داده و براى عفو و آمرزش وسائلى قرار داده حبّ و و داد على عليه السّلام يكى از وسائلى است كه مورد عفو قرار ميدهد .
و إلّا شيعه هرگز لا ابالى نخواهد شد چون وقتى به معناى تشيّع بر مىخورد مىبيند كه شيعه على يعنى پيرو على عليه السّلام آن كسيست كه طابق النعل بالنعل پيروى كند گفتار و رفتار آن حضرت را پس أهل نجات است چه آنكه در تمام تفاسير و كتب معتبره علماء شما بالفاظ و عبارات مختلفه رسيده كه ما در ليالى اول ببعض از آنها اشاره نموديم كه رسول أكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود يا على انت و شيعتك هم الفائزون فى الجنة « 1 » .
پس اگر بخواهيد ايراد بگيريد به اين نوع از اخبار بيشتر ميتوانيد ايراد بگيريد كه چون شيعه فهميد پيغمبر فرموده رستگار و اهل بهشت است پس جرأت و جسارت پيدا نموده و هر عمل زشتى مينمايد و حال آنكه اين طور نيست .
هامش
( 1 ) يا على تو و شيعيانت رستگارانيد در بهشت . ( مراجعه شود به ص 153 و 156 همين كتاب ) .