شيعه در اوّل تكليف بعد از معرفت خدا و پيغمبر بايستى معناى تشيّع را بفهمد وقتى فهميد و دانست شيعه يعنى پيرو على و آل على آنگاه ميفهمد پيرو على آن كسيست كه علما و عملا و قولا و فعلا كردارا و گفتار مانند على باشد پا جاى پاى على بگذارد يعنى آنچه على نموده بنمايد و آن چه على ترك نموده ترك نمايد پس شيعهء على وقتى فهميد كه على عليه السّلام مرتكب كبائر و صغائر نگرديده بلكه عمل مكروهى هم از او صادر نگرديده سعى و كوشش مىكند مانند مولاى خود متصف بصفات حميده گردد و از اخلاق و عادات رذيله دورى نمايد چون قوهء عصمت كه مخصوص مقام نبوت و امامت است ندارد و به تمام معنى على شدن كار مشكلى است بلكه محال سعى مينمايد لا اقل مرتكب كبائر ابدا نشود و اصرار بر صغائر هم نمينمايد تا محبوب على عليه السّلام گردد و نامش در زمره شيعيان ثبت گردد .
ولى چون معصوم نيست و جائز الخطاء است اگر سيّئهء و يا صغيرهاى از او صادر گردد بوسيله محبت و دوستى امير المؤمنين عليه السّلام مورد عفو و اغماض قرار ميگيرد و اگر خداى نكرده بىتوبه از دنيا رفت بواسطه اين محبت و دوستى مسئول صغائر و سيئات قرار نميگيرد .
و اما معناى حديث من بكى على الحسين وجبت له الجنة هم خيلى ساده و مناسب فهم هر كس از عارف و عامى مىباشد و جوابى هم كه الحال مطابقت با نظر أكثر آقايان حاضرين بنمايد كه مكرر تقاضا نمودند كه در جواب رعايت حال آنها بشود عرض ميكنم معناى ساده و تحت اللفظى اين حديث شريف چنين است كه هر كس گريه كند بر حسين واجب مىشود بر او بهشت .
مفهوم مخالفش اينست كه اگر ناكس گريه كند بهشت كه بر او واجب نميشود بلكه هيچ نتيجهاى هم از گريه خود نميگيرد .
حافظ - فرق بين كس و ناكس چيست كه گريه براى كس نتيجه ميدهد ولى بناكس نميدهد .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 528
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٥٢٨