تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
و مذ افلح الجهال ايقنت انّنى * انا الميم و الايام افلح اعلم
« 1 » يك چنين عالم جليل و مفسر نبيل ميگويد من شرم دارم از آنكه خود را از اهل مذاهب اربعه معرفى نمايم ! براى فتاواى فاسده و عقايد كاسدهء آنها آنگاه آقايان انتظار داريد ما خود را تابع چنين مذاهب عجيبى معرفى نمائيم . بگذاريم و بگذريم برويم بر سر مطلب - ثانيا اين نوع از اخبار كه شما بيان نموديد از موضوعات شيعيان نيست به دو جهت . جهت اول آنكه مكرر عرض كردم شيعيان احتياجى بجعل و وضع حديث ندارند و جهت دوم آنكه در بسيارى از كتب معتبرهء علماى بزرگ خودتان از اين قبيل اخبار بسيار رسيده است . و اختصاص بعلامهء مجلسى قدّس سرّه القدّوسى ندارد بلكه عموم شيعيان نقل نموده‌اند چون نميخواهم خلاف عهد نموده فلذا اقوال عموم علماء شيعه را ميگذاريم و نقل اقوال علماء خودتان را مينمائيم .

در اسناد حديث حب على حسنة از كتب اهل تسنن و معناى آن

چنانچه همين خبرى را كه شما از بحار الانوار علامهء جليل القدر مجلسى نقل نموديد امام احمد بن حنبل در مسند و خطيب خوارزمى در آخر فصل ششم مناقب و سليمان قندوزي حنفى در باب 42 ينابيع المودة و نيز ضمن باب 56 ص 180 از كنوز الدقايق شيخ عبد الرءوف المناوى المصرى در ص 239 از مناقب السبعين حديث 49 نقلا از فردوس ديلمى از معاذ بن جبل و مير سيد على فقيه همدانى شافعى در مودت ششم از
هامش
( 1 ) اگر از من سؤال نمايند از مذهبم فاش نخواهم نمود تا سالم بمانم - زيرا اگر بگويم حنفى هستم ميگويند شراب حرام را حلال ميدانى - و اگر بگويم مالكى هستم ميگويند گوشت سگ را مباح ميدانى . و اگر بگويم شافعى هستم ميگويند نكاح دختر را كه ( حرامست ) حلال ميشمارى و اگر بگويم حنبلى هستم ميگويند حلولى مذهب و مجسمه هستى و اگر بگويم اهل حديث هستم ميگويند گوساله است و نميفهمد ( يعنى اينها فتاواى فقهاء مذاهب اربعه مىباشد بلكه نمونه‌اى از آنها مىباشد ) فوق العاده جاى بسى تعجب است كه در اين زمان ( و تمام زمانها ) احدى از زبان مردم سالم نميماند . چكنم كه روزگار مرا به عقب برده و گروهى نفهم را به روى كار آورده - همين كه متوجه شدم جهال روى كار آمده‌اند بيقين دانستم كه مانند شمع بايد بسوزم و مردم از روشنائى من استفاده كنند و روزگار هر ناكسى را كه بخواهد روى كار بياورد .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 524 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )