تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
مردم از برادرش عبد اللّه در مجلسى كه قضيّهء محاصره در شعب مطرح بود مردم از آتش زدن شعب مذمت ميكردند عروه عذر خواهى ميكرد كه برادرم عبد اللّه مقصر نبود غرضش از آوردن آتش و هيزم و افروختن آتش بر بنى هاشم ترسانيدن آنها بود انما أراد بذلك إرهابهم ليدخلوا فى طاعته كما ارهب بنى هاشم و جمع لهم الحطب لاحراقهم اذ هم ابوا البيعة فى ما سلف . ما حصل معنى آنكه عبد اللّه زبير اين عمل آتش آوردن در اطراف بنى هاشم در شعب ابى طالب براى ترسانيدن آنها را سرمشق و دستور از سلف خود ( عمر و اصحاب ابى بكر گرفت ) كه آنها هم وقتى ديدند بنى هاشم و اكابر اصحاب و مهاجرين زير بار بيعت نميروند هيزم آوردند براى آتش زدن آنها كه بترسند و تسليم شوند و بيعت نمايند ؟ ! ( تا تشكيل اجماع داده شود امشب دليل محكم آقايان محترم باشد ) اين اخبار و بيان مورخين نمونه‌اى از اخبار و بيانات بسيارى است كه روات موثق خودتان در كتب معتبره خود نقل نموده‌اند بقدرى اين قضيه در نزد علماء منصف شيوع كامل داشته كه حتّى شعراء هم در اشعار خود وارد ميكردند منتها بعض از علماء شما به حساب آنكه اگر نقل كنيم اين قضايا را سندى مىشود بر ابطال عقيدهء اجماع لذا احتياطا از نقل آن خوددارى مينمودند و الا مطلب در نزد همه آشكار بوده يكى از شعراى معروف خودتان عالم نبيل حافظ ابراهيم مصرى است در قصيدهء عمريّة من باب مدح و تمجيد خليفه گويد :
و كلمة لعلىّ قالها عمر * اكرم بسامعها اعظم بملقيها
حرقت بيتك لا ابقى عليك بها * ان لم تبايع و بنت المصطفى فيها
ما كان غير ابى حفص بقائلها * يوما لفارس عدنان و حاميها
ما حصل معنى آنكه غير أبى حفص ( كنيهء عمر بوده ) كسى نميتوانست بعلى كه يكّه‌سوار قبيله عدنان بود و بحمايت كنندگان او بگويد اگر بيعت نكنيد خانه‌ات را آتش ميزنم و كسى را در خانه باقى نميگذارم با اينكه فاطمه در اين خانه مىباشد . حافظ - اين أخبار نشان ميدهد كه جهة ارهاب و ترساندن و بهم زدن اجتماع