تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
زينب دختر شما حمله برد و زينب از ترس بچه سقط كرد « 1 » حضرت خون او را مباح نمود ابى جعفر گفت لو كان رسول الله حيا لاباح دم من روع فاطمة حتى القت ذا بطنها « 2 » و نيز صلاح الدين خليل بن ابيك الصفدى در وافى بالوفيات ضمن حرف الف كلمات و عقايد ابراهيم بن سيّار بن هانى بصرى معروف به نظّام معتزلى را نقل نموده تا آنجا كه گويد نظّام گفته است ان عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى القت المحسن من بطنها « 3 » پس بىجهت آقايان تبعا للاسلاف جامعهء شيعه را متهم نسازيد و در نزد عوام بىخبر ما را مقصّر قلمداد نكنيد كه گمان نمايند اين اخبار را شيعيان جعل نمودند و به آنها امر را مشتبه كنيد و بگوئيد خلفاء ما بعلى و فاطمه آزارى ننمودند بلكه آنها خود راضى بخلافت خلفاء بودند .
هامش
( 1 ) زينب دختر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عيال پسر خاله‌اش ابو العاص بن ربيع بن عبد العزى بود در جنگ بدر ابو العاص اسير شد با اسراء بسيار از كفار بنا شد مشركين فدا بدهند و خود را خلاص كنند - ابو العاص پيغام داد براى زينب كه فديه براى او بفرستد بىبى تهيه كرد با گردن‌بند مرواريدى كه با عقيق يمانى و ياقوت رمانى مرصع بود و از مادرش خديجه به او رسيده بود فرستاد خدمت پيغمبر رسول اللّه محزون شد امت براى خاطر آن حضرت از فديه گذشته و ابو العاص را آزاد نمودند پيغمبر فرمود بابى العاص كه چون زينب بر تو حرامست او را روانه مدينه نما قبول نمود : حضرت زيد بن حارثه پيرمرد را با او روانه نمود كه زينب را بياورد - چون مشركين فهميدند كه زينب را حركت دادند جمعى باتفاق ابو سفيان حركت كردند در ذى طوى به آنها رسيدند هبار بن اسود با نيزه بهودج زينب زد كه سر نيزه به پشت بىبى رسيد - بىبى زينب وحشت كرد و از ترس بچه‌اى را كه در رحم داشت سقط نمود . وقتى زينب بمدينه آمد و براى رسول اللّه نقل نمود حضرت فوق العاده محزون شد و خون هبار را مباح نمود و امر نمود دست و پاى او را قطع نموده بقتل رسانند . ( 2 ) اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله زنده بود حتما مباح ميكرد خون كسى كه فاطمه را ترسانيد تا آنكه بچه‌اش ( محسن ) سقط گرديد . ( 3 ) يعنى روز بيعت عمر چنان به شكم فاطمه سلام اللّه عليها زد كه محسن از شكمش ساقط گرديد . ( اين جلد وافى بالوفيات خطى در كتاب خانهء ملى ( حاجى حسين آقا ملك ) در طهران موجود است ) .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 519 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )