توجه نكنيد و تحقيق در دين ننمائيد و هر چه كردند همه را نيك بدانيد و كوركورانه تصديق نمائيد كه اجماع واقع شده و خلافت حقى بوده كه بطريق اجماع معين گرديده است ؟ ! ! .
به خدا قسم اگر آقايان با نظر بىطرفى و انصاف و ذرهبينى بنگريد خواهيد تصديق نمود كه دستهبندى و حزب بازى آنها در آن روز سياسى بوده نه طريقهء جامعه شيعه كه مطابق دستور رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اطراف عترت طاهره آن حضرت اجتماع نموده و گفتند چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خود فرموده به قرآن و عترت من متمسك شويد ما هم اطاعت نموده از آنها جدا نميشويم و اطاعت آنها را مىنمائيم لا غير .
7 - احمد بن عبد العزيز جوهرى كه از ثقات علماى شما است بنابر آنچه ابن ابى الحديد توثيق نموده به اين عبارت هو عالم محدّث كثير الادب ثقة ورع اثنى عليه المحدّثون و رووا عنه مصنفاته « 1 » در كتاب سقيفه آورده چنانچه ابن ابى الحديد معتزلى مذكور هم در ص 19 جلد دوم شرح نهج البلاغه ( چاپ مصر ) از او نقل نموده مسندا از ابى الاسود كه گفت جمعى از اصحاب و رجال مهاجرين غضب كردند در بيعت ابى بكر كه چرا با آنها مشورت نشده و نيز على و زبير هم غضب نموده و از بيعت بر كنار شده و وارد خانه فاطمه شدند آنگاه عمر با اسيد بن خضير و سلمة بن سلامة بن قريش ( كه هر دو از بنى عبد الاشهل بودند ) و گروهى از مردم هجوم آوردند به منزل فاطمه هر چند فاطمه ناله زد و آنها را قسم داد فايده نكرد شمشير على و زبير را گرفتند و به ديوار زدند و شكستند و آنها را بجبر و عنف كشيدند و به مسجد بردند براى بيعت ؟ ! .
8 - و نيز جوهرى از سلمة بن عبد الرحمن روايت كرده كه چون ابى بكر بالاى منبر نشست و شنيد كه على و زبير و جمعى از بنى هاشم در خانهء فاطمه جمع شدهاند عمر را
هامش
( 1 ) او عالم محدث و صاحب ادب بسيار بوده ثقة و با ورع مدح و ثنا نمودند بر او محدثين و در مصنفات خود از او روايت نمودند .