تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
خواهيد كشت عمر گفت تو برادر رسول خدا نيستى ابو بكر در مقابل تمام اين حوادث و گفتار ساكت بود و هيچ نمىگفت عمر به ابى بكر گفت آيا بامر تو اين كارها را نميكنيم ابى بكر گفت مادامىكه فاطمه هست او را اكراه نمىنمائيم . امير المؤمنين عليه السّلام خود را بقبر رسول اللّه رسانيد با گريه و ناله عرض كرد به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنچه را كه هارون ببرادرش موسى گفت و خداوند در قرآن خبر داده
ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي
« 1 » . شرح قضيّه را مفصل نقل نموده تا آنجا كه گويد على عليه السّلام بيعت نكرده به منزل برگشت و بعدها ابو بكر و عمر رفتند به منزل فاطمه سلام اللّه عليها كه استرضاى خاطر او را فراهم نمايند فرمود خدا را شاهد ميگيرم شما دو نفر مرا اذيت نموديد در هر نمازى شما را نفرين ميكنم تا پدرم را ببينم و از شما شكايت نمايم انتهى .

بايد منصفانه قضاوت نمود

شما را به خدا آقايان انصاف دهيد معنى اجماع همين است كه اصحاب پيغمبر را با ضرب و اهانت و زور و خوف و تهديد بقتل و آتش زدن خانه براى بيعت ببرند و نامش را اجماع بگذارند ؟ ! . اگر آقايان با انصاف قدرى دقيق و از عادت بر كنار شويد مىبينيد كه بازى آن روز هم مثل و مانند امروز بوده است كه نظايرش بسيار ديده مىشود كه عده‌اى اطراف يك نفر را گرفته و با هو و جنجال او را بمقام رياست يا سلطنت ميرسانند بعد ميگويند ملت او را به اين مقام برگزيدند . آن روز هم عده‌اى بازيگر بدور هم جمع شده يك نفر را انتخاب نمودند بعد بقيه مردم را با هو و جنجال و اهانت و تهديد به آتش و سوزانيدن و شمشير كشيدن و تخويف نمودن براى بيعت حاضر نمودند كه امشب آقايان اسمش را بگذاريد اجماع و اين حربهء كند را دليل بر حقّانيّت خود بگيريد . و عجب آنكه بما هم ميگوئيد كور و كر شويد و نافهم گرديد بتاريخ گذشته ابدا
هامش
( 1 ) پسر مادرم مردم مرا ضعيف نمودند و خواستند مرا بكشند .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 513 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )