شدند با على بن أبي طالب عليه السّلام از جمله آنها بودند عباس بن عبد المطلب و نه نفر ديگر كه اسامى آنها را ذكر نموده است .
آيا اين افراد عقلاء قوم و اكابر اصحاب و غالبا محل شور رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نبودند . آيا على عليه السّلام و عباس عم اكرم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و بزرگان بنى هاشم از عقلاى قوم نبودند ؟ !
شما را به خدا انصاف دهيد چگونه اجماعى بوده كه بدون حضور و شور و قبول و تصديق آنها صورت حقيقت به خود گرفته ؟ فقط ابى بكر را تنها محرمانه از ميان آن جمع بيرون ببرند . و ديگران از كبار صحابه را خبر ننمايند و رأى آنها را نگيرند آيا معنى اجماع ميدهد يا دسيسهء سياسى در كار بوده .
پس علاوه بر اينكه اجماع تمام امت در به دو امر براى تعيين خلافت منعقد نگرديد اجماع تمام اهل مدينه هم نبوده بلكه بخروج سعد بن عباده و همراهانش اجماع تمام در سر پوشيده كوچك سقيفه هم واقع نشده بلكه نخستين كودتائى بود كه عالم اسلاميت بتاريخ بشر امانت سپرد ؟ ! !
در حديث ثقلين و سفينه
از همه اينها گذشته بنى هاشم و عترت و أهل بيت پيغمبر هم كه اجماع ايشان حتما حجة بوده است باعتبار حديث مسلّم بين الفريقين كه در ليالى ماضيه با اسناد معتبره عرض نمودم كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى اهل بيتى ان تمسكتم بهما فقد نجوتم ( و فى نسخة ) لن تضلوا بعدها أبدا « 1 » حاضر در سقيفه نبوده و موافقت با خلافت أبى بكر ننمودند ( يعنى آنها را خبر نكردند كه به آنجا حاضر شوند تا حقيقت اجماع حاصل شود ؟ ! ) .
و نيز در حديث مشهور ديگر كه معروف بحديث سفينه است و در ليالى ماضيه با اسناد آن ذكر نموديم كه رسول أكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده : مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من توسل
هامش
( 1 ) من دو چيز بزرگ را در ميان شما ميگذارم كه اگر به اين دو چنگ زده و متمسك شديد هرگز گمراه نگرديد و قطعا نجات ميابيد و اين دو يكى قرآن كتاب آسمانى و ديگرى عترت و اهل بيت هستند ( مراجعه شود به ص 219 و 224 همين كتاب ) .