تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
مورد توصيه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عديل القرآن بودند و كبار صحابه كه در آنجا بودند خبر نكردند بيايند و از رأى آنها استفاده نمايند ؟ ! . حافظ - گمان مىكنم اوضاع بقسمى خطرناك بوده كه فرصت غفلت و بيرون آمدن از سقيفه را نداشتند . داعى - بىلطفى ميفرمائيد فرصت داشتند ولى عمدا نخواستند على عليه السّلام و بنى هاشم و كبار صحابه را كه در خانه جمع بودند خبر نمايند . حافظ - دليل شما بر تعمّد عمل آنها چه بوده . داعى - بزرگترين دليل آنكه خليفه عمر تا در خانه پيغمبر آمد ولى داخل نشد كه على عليه السّلام و بنى هاشم و كبار صحابه مجتمع در آن خانه با خبر نشوند . حافظ - قطعا اين مطلب از ساخته‌هاى روافض است . داعى - باز بىلطفى فرموديد كسى اين مطلب را نساخته خوبست مراجعه نمائيد به ص 456 جلد دوم تاريخ بزرگ محمد بن جرير طبرى كه از اكابر علماى خودتان در قرن سيم بوده است كه مىنويسد عمر آمد بدر خانهء پيغمبر داخل نشد پيغام داد بابى بكر زود بيا كار لازم دارم ابى بكر گفت الحال وقت ندارم باز پيغام داد امر مهمّى پيش آمده وجود تو لازم است . ابى بكر بيرون آمد محرمانه قضيه اجتماع انصار را در سقيفه به او خبر داد و گفت لازم است بفوريت به آنجا برويم . دو نفرى رفتند در راه ابو عبيدهء ( گوركن ) را هم با خود بردند تا سه نفرى تشكيل اجماع امت بدهند و امشب مورد اتّكاء شما باشد ؟ شما را به خدا انصاف دهيد اگر دسيسه و قرار دادى در كار نبوده عمر تا در خانهء پيغمبر رفت چرا داخل نشد كه حادثه وارده را بسمع تمام بنى هاشم و كبار صحابه برساند و از همگى استمداد نمايد ؟ آيا ابى بكر عقل كل منحصر بفرد در امت پيغمبر بود ! ! و ديگران از صحابه و عترت پيغمبر بيگانه بودند كه نبايد از اين حادثه با خبر شوند ! !
چشم باز و گوش باز و اين عمى * حيرتم از چشم‌بندى خدا .
آيا اين اجماع ساختگى شما كه جميع مورخين خودتان نوشته‌اند بدست سه