به اين عنوان كه الباب السابع فى بيان انّ عليّا كرّم اللّه وجهه كنفس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم و حديث علىّ منّى و انا منه « 1 » .
و در اين باب بيست و چهار حديث بطرق مختلفه و الفاظ متفاوته از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل مينمايد كه فرمود على بمنزلهء نفس من است و در آخر باب حديثى از مناقب از جابر نقل مىكند كه گفت شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود در على خصالى هست كه اگر يكى از آنها براى مردى بود كافى بود براى فضل و شرف او و آن خصال عبارت است از فرمودههاى آن حضرت درباره على از قبيل من كنت مولاه فعلىّ مولاه - و قوله علىّ منّى كهارون من موسى - و قوله علىّ منّى و انا منه و قوله علىّ منّى كنفسى طاعته طاعتى و معصيته معصيتى . و قوله حرب علىّ حرب اللّه و سلم علىّ سلم اللّه . و قوله ولىّ علىّ ولىّ اللّه و عدوّ علىّ عدوّ اللّه . و قوله علىّ حجّة اللّه على عباده و قوله حبّ علىّ ايمان و بغضه كفر .
و قوله حزب علىّ حزب اللّه و حزب اعدائه حزب الشيطان و قوله علىّ مع الحقّ و الحقّ معه لا يفترقان - و قوله علىّ قسيم الجنّة و النار . و قوله من فارق عليّا فقد فارقنى و من فارقنى فقد فارق اللّه . و قوله شيعة علىّ هم الفائزون يوم القيمة « 2 » .
در آخر باب خبر ديگرى از مناقب نقل مينمايد كه مفصّل است در خاتمهء آن ميفرمايد
هامش
( 1 ) باب هفتم در بيان اينكه على مثل نفس رسول خدا مىباشد و حديث على از من است و من از على هستم .
( 2 ) هر كس را من مولاى او هستم پس على مولا ( و اولى به تصرف در امر او ) مىباشد على از من مثل هارون است از موسى - على از من است و من از على هستم .
على از من مثل نفس من است اطاعت او اطاعت من است و معصيت او معصيت من است جنگ با على جنگ با خداست صلح و آشتى با على صلح و آشتى با خدا است دوست على دوست خدا و دشمن على دشمن خداست - على حجة خداست بر بندگان او - دوستى على ايمان است و دشمنى او كفر است گروه و جمعيت على گروه و جمعيت خدا است و گروه دشمنان على گروه شيطان است - على با حق است و حق با اوست و از هم جدا نميشوند - على قسمتكننده بهشت و دوزخ است - كسى كه از على جدا شد از من جدا شده و كسى كه از من جدا شد از خدا جدا شده - شيعيان على رستگارانند روز قيامت .